تاریخ  باستان  سرزمین ایران بزرگ (3000 – 600 ق م)

 

هنگامی که سخن از تاریخ ایران می‌رود باید به این نکته توجه داشت:

آیا منظور تاریخ اقوام و مردمانی است که از سرآغازتاریخ تا کنون در مرزهای سیاسی ایران امروزی زیسته‌اند یا تاریخ اقوام و مردمانی است که خود را به نحوی ازانحا ایرانی می‌خوانده‌اند و در جغرافیایی که دربرگیرنده ایران امروز و سرزمینهایی که از لحاظ تاریخی بخشی از ایران بزرگ (ایرانشهر) بوده‌است زیسته‌اند؟

هنگام سخن از تاریخ ایران معمولاً شق دوم مورد نظر است. از این روست که در روایت تاریخ ایران از ورود آریاییها (که نام ایران نیز از ایشان گرفته شده‌است) به فلات ایران آغاز می‌کنند. ولی این مطلقا به این معنی نیست که فلات ایران تا پیش از ورود ایشان خالی از سکنه یا تمدن بوده است. پیش از ورود آرییایان به فلات ایران تمدنهای بسیار کهنی در این خطه شکفته و پژمرده شده اند و تعدادی نیز هنوز شکوفا. برای نمونه تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن عیلام و تمدن جیرفت و تمدن ساکنان تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان نهاوند و تمدن کاسی‌ها (در لرستان امروز) ذکر می‌شود.

نکته مهم دیگر شناخت وضع مناطق داخلی ایران در زمان شکل گیری و رواج تمدن‌های کهن است. یعنی فهم اینکه در زمان تمدن‌های و دولت‌های باستانی نظیر سومر، کلده، اور، بابل، آشور، ایلامیان، اورارتو و نظائر آن، وضع این مناطق داخلی فلات ایران، که مجزا از منطقه مستقیم تحت حاکمیت این تمدن‌ها و دولت‌ها بوده است، به چه نحوی جریان داشته است ؟

 

نظریه‌ای که امروز بیش از هر نظریه دیگری در میان صاحب‌نظران مقبول است اینست که قبایلی که خود را آریایی (آریایی در زبان ایشان به معنی شریف یا نجیب بود) می‌خواندند در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد (در این تاریخ اختلاف بسیار است) به فلات ایران سرازیر شدند. از بررسی اساطیر و زبان ایشان برمی‌آید که ایشان خویشاوندی نزدیک با هندیان داشتند و گویا پیش از آمدن آنان به ایران و مهاجرت دسته دیگر به هند با هم می‌زیستند. به هر حال آنچه مسلم است اینست که هر دو دسته خود را آریایی می‌خواندند.

 

کاسپی‌ها یکی از اقوام باستانی ساکن جنوب دریای خزر بوده‌اند. کاسپین خود از نام قوم سفید پوست کاسپی گرفته شده‌است. درحالیکه  خزرها مردمانی از نژاد ترکها بودند که در سده‌های آغازین پس از اسلام (سده هفتم میلادی) در شمال دریای خزر و جنوب روسیه و بخش‌هایی از اوکرائین کنونی و قفقاز امپراتوری‌ای را پایه گذاردند. آنها همسایه خلیفه‌ گری اسلامی و پادشاهی روم بودند. طبقه حاکم آنان پس از مدتی دین یهود را برگزیدند تا خود را از دید عقیدتی در برابر حملات اسلام و بیزانس مسیحی مدافعه کنند.

در کرانه جنوبی دریای خزر یعنی در محدوده استان‌های امروزی گیلان، مازندران و گلستان در ایران، در دوران پیش- آریایی اقوامی از تبار آسیائی (همتبار با گرجی‌ها و چچن‌ها) می‌زیستند. نام چندی از این اقوام به ما رسیده که عبارت‌اند از آماردها، کاسپی‌ها، انیرانی‌ها و کادوسی‌ها.

آماردها بیشتر در منطقه مازندران ساکن بوده‌اند و نام آمارد در قالب نام آمل به زمان ما رسیده است. نام کاسپی نیز به صورت عربی ‌شده در قالب نام قزوین به روزگار ما رسیده و دریای خزر را در زبانهای اروپایی به نام این قوم، دریای کاسپین می نامند.

کادوسی‌ها بیشتر در منطقه گیلان ساکن بوده اند.

نام‌های کاسپی که به ما رسیده به ‌طور عمده ایرانی ‌تبار است و پژوهشگران چنین نتیجه ‌گیری می‌کنند که کاسپی‌ها یا اصالتاً آریایی بوده‌اند یا تحت نفوذ فرهنگی قوی آریائیان قرار داشته‌اند.

 

شهر سوخته  در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند. تاریخچه این شهر به چهار قرن قبل از میلاد مسیح باز می گردد.

 

ایلامیان یا عیلامیها مجموعه اقوامی بودند که از هزاره چهارم تا هزاره نخست پیش از میلاد، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی پشته ایران فرمانروایی داشتند. بر اساس تقسیمات جغرافیایی امروز، ایلام باستان سرزمینهای خوزستان، فارس، ایلام و بخشهایی از استانهای بوشهر، استان کرمان، لرستان و کردستان را شامل میشد.

ایشان نه آریایی بودند و نه سامی و زبانشان زبانی تکخانواده است. یعنی خویشاوندی آن با هیچ خانواده زبانی در جهان اثبات نشده است. ولی برخی از دانشمندان زبان آنها را با زبان دراوید یان هند همخانواده میدانند.

پادشاهی ایلام در اوج برتری اش، بر بخشهایی از میانرودان (بین النهرین) سیادت داشته و حتی تمامی پهنه سرزمین ایران آن روزی را هم شامل میشده است. پادشاهی ایلام اتحادی از ایلات و طوایف منطقه را شامل میشد، اما چنین اتحادی لزوماً به معنی امپراتوری نبوده. هرگاه ایلامیها قدرت یافته اند، نقشی در سیاست میانرودان ایفا نموده اند و حتی بر بخشهایی از آن سرزمین، اگر چه کوتاه مدت، فرمان راندند.

پروفسور گيرشمن عقيده دارد كه محل كنونی مسجد سليمان قديم‌ترين پايتخت پادشاهی هخامنشی بوده است. پيش از كورش بزرگ شش پادشاه از خاندان هخامنشی در ايلام حكومت كرده‌اند.

آثار تمدنی ایلامیان، مکشوفه در شوش نمایانگر تمدن شهری قابل توجهی است. تمدن ایلامیان از راه بلوچستان با تمدن پیرامون رود سند هند و از راه شوش با تمدن سومر مربوط می‌شده است.

به قدرت رسیدن حکومت ایلامیان و قدرت یافتن سلسله عیلامی پادشاهی اوان در شمال دشت خوزستان مهم ترین رویداد سیاسی ایران در هزاره سوم ق م است. تا پیش از ورود مادها و پارسها حدود یک هزار سال تاریخ سرزمین ایران منحصر به تاریخ عیلام است.

در سال ۶۴۰ ق.م. آشور بانیپال پادشاه نیرومند آشور ایلام را تصرف کرد. مردم ایلام قتل‌عام شدند و دولت عیلام نابود شد.

 

تمدن جیرُفت یا شهرنشینی جیرُفت نام یافته‌های باستانشناسی تازه‌ایست که در استان کرمان ایران  نزدیکی جیرفت و هلیل‌رود به دست تیمهای چند ملیتی باستانشناس در دست بررسی و پژوهش است. یافتن چنین نقطه‌ای افقی تازه در یافته‌ها و نگره‌های باستانشناسان درباره تمدن خاورمیانه گشود.

این تمدن مربوط به 5000 سال پیش (اندکی پیش از تمدن بین النهرین) است. و به این طریق به عنوان کهن ترین تمدن شرق شناخته میشود که در دشت خوش آب و هوا و حاصلخیز هلیل رود سکنی داشته اند. در این محل چند لوحه گلی یافت شده و به خطی هندسی روی آن مطالبی نوشته شده که هنوز رمز گشایی نشده ولی در کل روایتگر آنست که این مردم مخترع خط و زبان بوده اند نه سومریان و ایلامیان؟!.

وسایل به دست آمده از این تمدن تا به امروز بیشتر ظروف سفالی و سنگی، قطعات سنگ صابون و گاه وسایل مفرغی را شامل میشود. اهم صنعت منطقه همان کنده کاری روی سنگ صابونی است که دارای ظرافت خاص است و موارد کاربردی و زیبایی شناختی را در بر میگیرد. در روی این قطعات تصاویری از قبیل انسان، بز و گوسفند، نخل، مار و عقرب وجود دارد که البته تصاویر مار و عقرب معمولتر است. نکته دیگری که قطعات سنگ صابونی این منطقه را از سایر مناطق و تمدنهای دیگر جدا میکند چشم درخشان و مرصع کاری روی قطعات است. در برخی طرحها دیده میشود در دور تا دور ظرف چند حیوان در هم تنیده وجود دارند که برای کنار هم قرار دادن آنها نیاز به محاسبات پیچیده بوده.

 

محوطه باستانی سیَلْک که در منطقه فین کاشان واقع شده است و قدمتی در حدود هفت هزار سال دارد.

 

محوطه باستانی سیَلْک در ظلع جنوب غربی کاشان و در سمت راست جاده کاشان به فین قرار دارد و از دو تپه شمالی و جنوبی که در فاصله ۶۰۰ متری یکدیگر قرار دارند و دو گورستان تشکیل شده است.
یکی از گوستان‌ها که گورستان الف نامیده می‌شود ۳۵۰۰ ساله است و در ۲۰۰ متری جنوب تپه جنوبی واقع شده است که امروزه بر روی آن بلواری ۲۴ متری به نام بلوار امیرالمومنین کشیده شده است. گورستان دیگر که گورستان ب نامیده می‌شود ۳۰۰۰ ساله است و در زیر باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی ضلع غربی تپه‌ها قرار دارد.

 

سومریان از اقوام باستانی ساکن در جنوب سرزمین کنونی عراق یعنی میانرودان (سرزمین میانِ دو رود دجله وفرات) و شمال خلیج فارس بودند. ایشان از جمله در شهر باستانی بابل سکنی داشتند و تمدنی بسیارغنی و با کیفیت متعالی و بلند مرتبه پی ریزی نمودند.

تاریخ ورود سومریان به این سرزمین دقیقا معلوم نیست، ولی بر اساس کاوش‌های باستان‌شناسی سومریان حدوداً ۴۵۰۰سال ق م نخستین تمدن درخشان بشری را پایه گذاری کردند و دولت شهرهای باشکوهی چون اور، اوروک، نیپور، کیش، لاگاش، اریدو و غیره بنا نهادند، لازمه ایجاد چنین تمدنی اینست که سومریان حداقل ۵۰۰ سال قبل از بوجود آوردن دولت شهرها، در منطقه حضورداشته باشند یعنی می‌توان گفت سومریان ۴۵۰۰-۵۰۰۰ سال ق م در منطقه میانرودان بوده‌اند.این باور که چرا سومریان را نخستین قوم شکل یافته می‌خوانند چند علت دارد.ابتدایی ترین و برترین آثار کشاورزی که نشانه زندگی اجتماعی آنان است، ابزار سازی ودانش استفاده از فلزات، خط و نوشته که مهم‌ترین اختراع بشری است(خط سومریان میخی بوده و حدود۴۵۰۰-۵۰۰۰ سال قدمت دارد.) و وجود شهرهای مستقل.

درباره خاستگاه سومریان پیش از آمدن ایشان به میانرودان هیچ سند و گواه و راهنمای تاریخی وجود ندارد اکثر دانشمندان خاستگاه ایشان را از فلات ایران و از دامنه‌های زاگرس دانسته‌اند. علی‌پاشا صالح  سومریان را از تبار قفقازی (همنژاد با چچن‌ها و گرجی‌ها) دانسته و خط سیر مهاجرت ایشان را از شمال غربی ایران نوشته‌است ولی برای اثبات این نظریه مدرکی تاریخی وجود ندارد.

زبانشناسان زبان سومری را جزء زبان‌های  تک خانواده (منفرد) یعنی بدون خویشاوندی در میان زبان‌های امروزی دسته بندی کرده‌اند. برخی تلاش‌ها در پیوند دادن زبان سومری با زبان‌های دراویدی هند  اورالی و نیز آلتایی با شکست روبرو شده‌است. البته زبان‌های ایلامی و دراویدی در کنار سومری به صورت همردیف قرار گرفته‌اند.

لوحه سومری دربرگیرنده‌ نام‌های خدایان سومری به‌ خط میخی حدود سده‌ ۲۴ پیش از میلاد.

لوحه سومری دربرگیرنده‌ نام‌های خدایان سومری به‌ خط میخی حدود سده‌ ۲۴ پیش از میلاد.

در مورد ریشه زبانی این قوم اختلاف نظر بین تاریخ دانان وجود دارد. دانشنامه بریتانیکا می‌نویسد: «زبان سومری، زبانی منفرد و کهن‌ترین زبان مکتوب موجود است. این زبان برای نخستین بار در حدود ۳۱۰۰ پ.م در جنوب میانرودان گواهی گردیده و در طول هزاره سوم پ.م. رشد و توسعه یافته‌است. در حدود ۲۰۰۰ پ.م، زبان سومری به عنوان زبانی محاوره‌ای، با زبان سامی اکدی (آشوری- بابلی) جای گزین شد اما کاربرد کتبی آن کمابیش تا پایان حیات زبان اکدی، در حوالی آغاز عصر مسیحیت، ادامه داشت. زبان سومری هرگز بسیار فراتر از مرزهای اصلی خود در جنوب میان رودان توسعه نیافت؛ شمار اندک گویندگان بومی این زبان، تناسبی با اهمیت عظیم و تأثیرات زبان سومری بر توسعه تمدن میان رودان و تمدن‌های دیگر، در همه مراحل آنان، نداشت».

 ‌واژه‌های سومری در دیگر زبان‌ها

دیپی: واژه سومری دوب DUB که معنی کتیبه و سنگ نوشته را دارد، در زبان ایلامی (خوزی) به گونهٔ Tup-pi-me به همان معنا دیده می‌شود. در زبان فارسی باستان نیز به گونه دیپی دیده می‌شود. و از آن مشتقات گوناگونی درست شد مانند دیپیر (دبیر)،  دیپیستان (دبستان)، دیپی‌وان (دیوان) و دبیرستان. اما این که این واژه از کدام زبان است شاید براستی نتوان مشخص کرد، زیرا ایلامی‌ها هم همپای سومریان بوده‌اند.

 تصورات دینی سومریان

باستان‌شناسان براین باورند که سومریان بت پرست بوده‌اند. مردمان آن اعصار مانند ایلامیان، هورییان، کاسی‌ها، اورارتوها و... همه بت می‌پرستیدند و البته یکتاپرستی در آن زمان تبدیل به چندخدایی شده بود. ذکر این نکته لازم است که بت پرستی سومریان با نوع بت پرستی اکدیان وآشوریان فرق اساسی داشته‌است.

علاوه بر خدایگان مجزایی که مختص هر شهر سومری بوده‌است سه رب‌النوع مشترک نیزداشته‌اند:

۱- آنو – فرمانروای آسمانها

۲- بئل – خدای زمین

۳- اِآ – خدای دره عمیق

خدایان مذکور الهه روح‌های پاک ونجیب بودند وسومریان برای در امان ماندن از ارواح خبیث، دعفریت و دیو قربانی نموده و نذرونیاز می‌کردند. به بیان دیگر ایشان به مثابه تعلیمات پسین دین زرتشت به دو نیروی خیر وشر اعتقاد داشتند، آنها به روح و غلبه نهایی خیر بر شر اعتقاد داشته و برای در امان ماندن از شر، قربانی می‌کردند. بعضی از خدایان دارای همسر بودند و بسیاری از رب النوع‌ها نیز دارای پدری از جنس خدا بودند.

از نظر سومریان، خداوندان نیز چون انسان دارای غضب، شهوت، سنگ دلی، عشق، نفرت و سایر صفات بودند و مانند روحانیان زرتشتی خادمان دینی سومری نیز ارج و قرب فراوانی در توده‌های مردم داشتند.

سومریان اعتقاد داشتند که خدایان نیز چون شاهان زندگی توام با رفاه و آسایش دارند به این دلیل عبادتگاهایشان را مزین به اشیای قیمتی و جواهرات و وسایل زینتی می‌کردند که شباهتی تام با آتشکده‌های زرتشتی داشته ‌است.

آنان بزرگِ شهر را "پاتئسی" می‌نامیدند و اعتقاد داشتند که او به نیابت از خدایان به رتق وفتق امور شهر می‌پردازد.

 

کاسی ها در حدود هزاره سوم پیش از میلاد و پیش از آن از راه قفقاز وارد فلات ایران شدند، از نواحی آذربایجان و طالش عبور کردند و سپس در غرب و جنوب غربی دریای خزر اسکان نمودند و به تدریج به نواحی استان قزوین و همدان آمدند، نخستین بار همدان را ساختند و آن را آکسیان نام نهادند. سر انجام در هزاره دوم پیش از میلاد در نواحی جنوبی تر در لرستان، کوهستانهای شمالی جلگه شوش در لرستان و در حدود استان کرمانشاه در مرز شرقی سوبی گالایان (در حدود جنوب کرمانشاه)  ساکن شدند. این منطقه تا پیش از ظهور آنها،  در هزاره سوم ق م بخشی از قلمرو کشور ایلام بوده است.

آنها این منطقه را تا شمال خوزستان تصرف کردند و آن را کاشن نام نهادند در اواسط هزاره سوم پیش از میلاد ودر سال 2400 ق م در شمال کشور ایلام و جنوب قلمرو کاسیان (درشمال خوزستان و جنوب لرستان) به محلی برمیخوریم که کاشن نام داشت و ممکن است همان شهر اللور باستانی در دوره‌های اسلامی باشد که به عنوان نشانهای از کاسی‌ها است. کاسی‌ها خود این نام را بر این شهر نهادند.

آنها در جنوب با مقابله کشور ایلام روبرو شدند و در نتیجه به نواحی شمالی کوهستانهای لرستان رانده شدند و آنها نواحی لرستان و همدان را به طور ثابت دراختیار داشتند. جابجایی آنها در فلات ایران در اوایل هزاره سوم پیش از میلاد صورت گرفت. در هزاره سوم پیش از میلاد قدرت مقابله با کشورهای همسایه را نداشتند.  در اواسط هزاره دوم پیش از میلاد کاشن را از اطراف گسترش دادند.

کاسیان از طرف معابر شمالی کشور ایلام، کبیر کوه و پشت کوه در دوره سلطنت ششموایلونه فرزند حمورابی در بابل در سال 2080 ق م تا 2043 ق م به بین النهرین حمله کردند اما شکست خوردند و 300 سال دیگر در سال 1750 ق م یا 1740 ق م از راه دشت ذهاب و شمال استان ایلام به ریاست گانداش سپاه کاسی در برخورد برای فتح بابل شکست خورد و پس از حمله دوباره باز هم شکست خورد. این برخوردهای نظامی پراکنده بودند .


قلمرو آنها تا ناحیه خوبوشکی در دره رود بختان در جنوب دریاچه وان کوتیان در حدود استان‌های کردستان و آذر بایجان جنوبی ناحیه آلا بریا در جنوب دریاچه ارومیه  و بخش شرقی ترکیه آشنوناک این ناحیه در درجه اول دره رود دیاله را شامل می‌شد بخش سفلای دیاله یا آشنوناک باستانی که توسط کاسی‌ها مسکون شد و به نام کاسی توپلیاش موسوم گردید.

بیت همبان (کردستان)، همچنین در بخش وسطای رود دیاله یعنی نامار نامار(کرمانشاه)،  نامرو، ناوار باستانی حاکم شدند و به دست بزرگان کاسی افتاد.

پادان یا پاد یر یا پاتیر و آلمان یا حلوان امروز بر سر راه بخش علیای رود دیاله که بخش جنوب استان کرمانشاه و در گیلان غرب و اسلام آباد (شاه آباد قدیم یا هارون آباد پیشتر) در ابتدا از این ناحیه به بین النهرین حمله کردند.

غرب رود دجله، کرکوک، سلیمانیه، و اربیل و موصل از سال 1750 به تدریج و آرام آرام در 150 سال، کاسی‌ها بدون خونریزی و خشونت به بابل نفوذ کردند و سر انجام در سال 1650 ق م جایگزین دولت بابل شدند و به سلطنت سلسله حمورابی پایان دادند.

 

 با تهاجم کاسی‌ها شهر بابل توسط هیتی‌ها به غارت رفت و غنایم آن را به شهر هانا بردند اما کاسی‌ها آنها را دوباره باز پس گرفتند آنان... در جنوب و مرکزبین النهرین یا عراق امروزی تا سواحل خلیج فارس وشمال عربستان و تامرز مصر پیش می‌‌رفت و اردن، اسراییل و فلسطین را شامل می‌‌شد حتی فلسطین را فتح کرده و تا مرز شبه جزیره سینا پیش رفتند، ازطرف جنوب هم مرز با دولت ایلام بود.

هم ‌زمان با تصرف بابل، آموری‌ها در سال 2050 ق م از نواحی سوریه و فلسطین امروزی برخاستند و با شکست دولت سومر در حدود 3000 سال حکومت کردند.

 

اور نام شهری باستانی در جنوب میانرودان بود، نزدیک دهانه دو رود دجله و فرات آنجا که به سوی خلیج فارس می‌ریزند و چسبیده به اریدو. این مکان به عنوان یکی از شهرهای تمدن سومر و اکد، یکی از مناطق باستانی پر ابهت در عراق به حساب می‌آید. این شهر که از آن چندین بار در کتاب مقدس به عنوان زادگاه حضرت ابراهیم نامبرده شده یکی از مهمترین شهرهای تمدن سومر در ربع اول هزاره سوم پیش از میلاد، از زنده ترین و فعالترین مراکز شهری در جنوب بین النهرین در قرونِ ذکر شده بود. اور پایتخت تمدن باستانی سومر بود. چنین می‌نماید که اور نخستین تمدن بشری است. به دلیل پسرفت دریا سرزمینی که امروزه بخشی از عراق خوانده می‌شود پدید آمد، جنوب بستر راست فرات، که تل‌المقیر خوانده می‌شود و نزدیک شهر ناصریه در ۳۶۵ کیلومتری جنوب بغداد.

این منطقه از راست به یک زیگورات ویران که هنوز دست‌نخورده به جا مانده محدود است. این نیایشگاه که در ارتفاع ۲۱ متری بناشده و از آن ننا خدای ماه در اسطوره‌های سومری است دارای دو اشکوب می‌باشد و از آجر ساخته شده است. بعدها بابلی‌ها از نیایشگاه ننا برای نیایش همتای بابلی‌اش (سین) استفاده کردند. در اشکوب پایینی آجرها با قیر به هم چسبانده شده‌اند و در طبقه بالا برای چسباندشان از ساروج بهره گرفته شده است. سومریان بدین شهر اوریم می‌گفتند.

 

در جنوب میانرودان در دوره عبید گروهی در این سرزمین جاگیر شدند و نخستین تمدن روستایی را پایه ‌ریزی نمودند. ولی به ناگاه اینان جایگاهشان را رها کردند و رفتند. بررسیها نشان از خشک شدن آب و هوا در هزاره سوم پیش از میلاد می‌دهد و این روستانشینان نیاز به آبیاری کشتزارهایشان داشته‌اند. به هر روی در نزدیک ۲۶۰۰ (پیش از میلاد) در سومر این شهر دوباره آبادان شد و ویژه ننا خداوند ماه گشت.

این شهر در راه عربستان و در کنار دریا جایگاه خوبی داشت. در آن نیایشگاههای استادانه‌ای از آن دسته آرامگاه شهبانو پوآبی ساخته شد. در این آرامگاهها چیزهایی به دست آمد که بر روی آنها نام پادشاهان مسکالامدوگ و آکالامدوگ نوشته شده بود. پادشاهان اور در سومر نفوذ داشتند، از آنها می‌توان از مس‌آنیپادا بنیانگذار نخستین دودمان فرمانروایی اور نام برد.

دودمان نخست اور با تازش سارگون بزرگ در نزدیک به سال ۲۳۴۰ (پیش از میلاد) نابود شد. از دودمان دوم این شهر چیز چندانی در دست نیست.

 

سومین دودمان پادشاهی اور با نیرومندی اورنامو پایه ‌ریزی شد(فرمانروایی میان سالهای ۲۱۱۲-۲۰۹۴ پیش از میلاد ). در روزگار سازه‌های بسیاری چون زیگوراتها ساخته شد و کشاورزی به یاری آبیاری گسترش یافت. قانون اور که از قانون حمورابی هم کهنتر است نخستین و دیرینه ‌ترین قانونی است که امروزه از آن آگاهیم. او و پسرش شولگی هردو چه در زمان زندگی و چه پس از مرگ خدا دانسته شده و پرستیده می‌شدند.

پنداشته می‌شود که میان سالهای ۲۰۳۰-۱۹۸۰ پیش از میلاد، اور بزرگترین شهر زمان خود بوده باشد و جمعیت آن هم در آن زمان نزدیک به شصت و پنج هزار نفر برآورد می‌شود.

 

ابراهیم  به معنی پدر رهبر بسیاران در زبان عبری شه ‌پدر یهودیت، مسیحیت، و اسلام است. داستان او در کتاب پیدایش تورات و پی‌آیند آن در قرآن گفته شده است. بر اساس روایت تورات، نام ابراهیم در ابتدا ابرام بوده است. ابراهیم در اور در 1800 قبل از میلاد متولد شده است.

هر سه دین او را نیاکان یهود از طریق اسحاق و اعراب از طریق اسماعیل می‌دانند. از روی این باور به این سه دین، دین‌های ابراهیمی هم گفته می‌شود.

 

هیچ مدرکی مستقل از منابع دینی مبنی بر وجود ابراهیم وجود ندارد، از این رو امکان تائید او به عنوان یک شخصیت تاریخی ناممکن است. روایت‌های دینی به حوالی ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ پیش از مسیح برای زمان زندگی‌اش اشاره می‌کنند.

 

ابراهیم (ع) در سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام عظمت خاصی دارد. به طوری كه هر یك از این دین‌ها خود را در زمره ملت ابراهیم حساب می‌كنند. در كتب عهد قدیم حضرت ابراهیم را فردی موحد ومورد توجه و عنایت خدا معرفی می كنند و موسی و بنی‌اسرائیل از نسل ایشان هستند. در عهد جدید هم در ذكر شجره‌ نامه عیسی، ابراهیم جد اعلای ایشان معرفی شده، عیسی(ع) با بیست و هشت واسطه به ابراهیم(ع) می‌رسد. در قرآن كریم نیز ابراهیم، پیامبری بت شكن، اولوالعزم، سازنده كعبه، حنیف و مسلم معرفی شده و در منابع اسلامی، ایشان جد اعلای پیامبر است. به طور كلی در این سه دین ابراهیم(ع) نیای پیامبران و شیخ الانبیا معرفی شده.

 

عیلام در حدود ۱۹۵۰ (پیش از میلاد) سومین دودمان اور را برانداخت. چندی پس از آن بابل بدین شهر دست یافت.

در سده ششم پیش ازمیلاد مسیح نبوکدنصر دوم پادشاه بابل این شهر را بازسازی کرد. واپسین شاه بابل نبونید زیگورات آن را بازسازی کرد. وی به بزرگترین دخترش ماموریت کاهنه بزرگ در اور را داد. او پرستشگاه‌ها را زینت داد و زیگورت ننا را سراسر تعمیر کرد و بلندی آن را ۷ طبقه اضافه نمود و آن را مانند پرستشگاه مردوک بابل ساخت.

سپس اور تحت کنترل ایران در آمد و سقوط کرد، چنان‌که از ۵۵۰ (پیش از میلاد) در سراشیب رکود افتاد و تا ۵۰۰ (پیش از میلاد) کسی در آن نمی‌زیست. شاید دلیل ترک شهر خشکسالی و کج شدن بستر رودها بوده باشد.

 

کلدانی:

شاهان بابل در سلسله نخست 15 نفر بودند که معروفترین آنها حامورابی نام داشت.

آنها بر ایلام نیز مسلط شدند و شوش را مدت‌ها اداره نمودند. در شمال بین النهرین با دولت تازه تأسیس آشور که در اواسط قرن پانزدهم پیش از میلاد در میانه‌های رود دجله دولت آشور بنیان نهاده شد همرز شدند.

 طبق آثار بدست آمده از هزاره اول پیش از میلاد آنها در نواحی دور دست ماد سکونت کردند. آنهادرنیمه هزاره اول پیش از میلاد تا حاشیه کویر مرکزی وتا نواحی اصفهان و کاشان وحتی نواحی استان تهران و مرکزی پیش روی کردند. قلمرو آنهااز طرف را شامل می‌‌شد .

و پس از فتح آن دولت خویش را کاردونیاش نامیدند آنها در برخی مناطق کشور ماد آینده سکونت کردند و آن را کاردونیاش نامیدند.

تمدن بابل یکی از تمدن‌های باستانی حوزه میان‌رودان است. بابل در بین النهرین در كنار رود فرات قرار داشت. بابلى ها از نژاد سامى هستند. با بل به معنى دروازه خداست. در سال ۲۰۰۰ پ.م. سلسله سومریان باستان از هم پاشید. بابلی‌ها جانشین سومریان بودند. در سال ۱۹۰۰ پیش ازمیلاد عیلام بین النهرین را به تصرف خود درآوردند. با درگیرى طولانی سومری ها در جنوب و بابلی ها در شمال بین النهرین، سرانجام اقتدار بابلى ها تحت سلطه حمورابی در سال ۱۷۶۳ پ.م. تثبیت شد.

امپراتوری جدید بابل (کلده) میباشد.  نبوپولاسار که از 626 تا 605 ق.م. حکومت کرد، دوباره شهر بابل به عنوان پایتخت امپراتوری بابل برگزیده شد و سلسله جدید فرمانروایان بابل را بنیاد نهاد. پسرش، نبوکد نزر که از 605 تا 562 ق.م. فرمانروایی کرد، در قرن هفتم ق.م. شهر بابل تحت فرمانروایی کلدانیان (نبوگدنز- امپراتوری جدید بابل) مجدداٌ عظمت خود را باز یافت.

نبوکدنز (بخت النصر) پیکارهای سختی را علیه یهودا انجام داد و شورش آنها را در هم کوبید. در سال ۵۹۷ پ.م. بخت‌النصر امپراتور بابل سرزمین یهودیه را به تصرف درآورد، در سال 586 ق.م. این پادشاه، شهر اورشلیم و معبد سلیمان را نابود کرد یهودیان به اسارت و بردگی به بابل رفتند.

بسیاری از مردمان یهودیه  که توان کاری داشتند را به اسارت به بابل برد که در آن هنگام پایتخت کلدانی محسوب می‌شد. سرزمین یهودی به صورت یکی از ایالات دور افتاده امپراطوری بابل درآمد. یهودیان تا سال 538 ق.م. یعنی زمانی که ایرانیان به بابل حمله کردند و آخرین امپراتوری بین النهرین را نابود کردند همچنان در اسارت بودند.

سرانجام امپراتوری قدرتمند بابل به دست کوروش کبیر در سال 538 ق.م. فتح شد. ساتراپ بابل بخشی از امپراتوری هخامنشی گردید.

بابل یکی از تمدن‌های باستانی حوزه میان‌رودان است. بابل در بین‌النهرین در حوضه رود فرات قرار داشت. بابلى‌ها از نژاد سامى بودند. کلمه بابل به معنى دروازه خدا (باب- ایل - لون) است. در سال ۲۰۰۰ پ.م. سلسله سومریان  باستان از هم پاشید. سومر اولین و قویترین شهر - کشورهای بين النهرين و جانشین آن پادشاهی بابل و امپراتوری آشور بود. در سال ۱۹۰۰ پیش ازمیلاد عیلام بین‌النهرین را به تصرف خود درآوردند. با درگیرى طولانی سومری‌ها در جنوب و بابلی‌ها در شمال بین‌النهرین، سرانجام اقتدار بابلى‌ها تحت سلطه حمورابی در سال ۱۷۶۳ پ.م. تثبیت شد.

در زمان حمورابی شیوه جدید مدیریت كه تمركز قدرت در مركز و دربار بود به كار گرفته شد و قدرتى كه در اختیار فرمانروایان ولایات بود به پادشاه تفویض شد و حكومت پادشاهى مدعى داشتن سرمنشاء الهى شد.

اقتدار بابل در دنیاى قدیم آنچنان بود كه در دولت‌هاى بعدى دنیاى قدیم اثرگذار شد. به ویژه قوانین حمورابی كه لوح‌ نوشته‌ آن در شوش یافته شده.

حمورابی شاه بابل را واضع اولین قانون نوشته می‌دانند. این مجموعه قوانین نوشته بر تخته سنگی یافت شده است که اصل آن در لوور است و رونوشت‌هایی از آن به موزه‌های ایران و عراق داده شده است.

قوانین حمورابی مربوط به زراعت، آبیارى، كشتیرانى، خرید و فروش برده و مجازات‌ها، ارث و ازدواج است. دوران تسلط بابلى‌ها از۱۹۰۰ تا ۱۱۰۰ پ. م. است.

تمدن بابل و شاهان آن کمابیش به افسانه‌ها راه یافته‌اند. بابلیان را مبدع و مخترع بسیاری چیزها می‌دانند و فراوان کرده‌های بابلیان است که تا امروز به جا مانده است. از جمله ۱۲ بخش کردن روز و وضع هفته به عنوان بخش زمان.

نام بابل که شهر اصلی این تمدن بود به معنی شهر مقدس است، هر چند در تورات از آن به زشتی یاد شده و بر آن نفرین رفته است. در سال ۵۹۷ پ.م. که بخت‌النصر امپراتور بابل سرزمین یهودیه  را به تصرف درآورد، بسیاری از مردمان آن را که توان کاری داشتند به اسارت به بابل برد که در آن هنگام پایتخت کلدانی محسوب می‌شد. سرزمین یهودیه به صورت یکی از ایالات دور افتاده امپراطوری بابل درآمد. کورش کبیر به یهودیان امکان داد به سرزمین خویش باز گردند، شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند.

باغ‌های معلق بابل از عجایب هفتگانه‌ی دنیای قدیم بوده و کنارش دیوارهای حصار بابل از شهرتی همطراز برخوردار است. دیوارهایی که چنان عریض بود که ارابه‌ای را می‌شد بر فراز آنها راند.

 

باغ‌های معلق بابل یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم در حدود سال 600 پیش از میلاد ساخته شده است. این آثار در نوشته های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده است ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکی های موجود در آن نواحی روش های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بوده است آورده شده است. این باغها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده است ساخته شده اند. آمیتیس دختر شاه ماد با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد. کلمه معلق که برای این باغها استفاده می شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها بوسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بوده اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه های این ستون ها شده است.

سرانجام امپراتوری قدرتمند بابل به دست کوروش کبیر در سال ۵۳۸ ق.م. فتح شد. ساتراپ بابل بخشی از امپراتوری هخامنشی گردید.

برج بابل ساختمانی افسانه‌ای است که در "سفر پیدایش"  به آن اشاره شده‌است.در حال حاضر این برج تخریب شده است. تحقیقات نشان میدهد درختان هر طبق بر بروی طبقه ی پایین می افتاد و درختان را بر عکس نشان میداد.

زیگورات

تصویری بازسازی‌شده با رایانه از زیگورات اور

 

تصویری بازسازی‌شده با رایانه از زیگورات اور

ذیققوررت کلمه‌ای اکدی است در ایران تلفظ این کلمه از مقالات رومن گیرشمن گرفته شده وعموماً زیگورات خوانده شده و به معنای بلند و بر افراشته ساختن . در تمدن‌های باستانی آسیای غربی معابدی برای خدایان می‌ساختند و مهم ترین آن زیگورات نامیده می‌شد و معنای آن صعود به آسمان است آنها زیگورات را بر بلندی‌‌ها می‌ساختند و در زیگورات‌ها از بهترین و مقاوم ترین مصالح ساختمانی آن زمان استفاده می‌شد.

زیگورات بنای خشتی توپُری‌است که سطح خارجی آن دارای پوششی از آجر است. ابعاد زیگورات‌ها مربع و یا مستطیل و اندازه آنها متغیر است. برای نخستین بار در فلات مرکزی ایران نیز از بقایای زیگوراتی در سیلک کاشان خاک برداری شده‌است. تاکنون هیچ یک از زیگورات‌های شناسایی شده بطور سالم و کامل باقی نمانده‌است و لذا ارتفاع اصلی آنها مشخص نیست. دسترسی به فوقانی ترین طبقه زیگورات بوسیله پله کان و یا راه شیب داربوده.کهن ترین زیگورات‌های که تاکنون کشف شده

 

زیگورات سیلک کاشان سازنده این زیگورات مشخص نشده ولی تاریخ ساخت این بنا به ۲۵۰۰سال قبل از میلاد می‌رسد.

زیگورات اور «اور نمو» موسس سلسله سوم اور درسال2100 قبل میلاد در شهر اور (عراق فعلی نزدیک دهانه دو رود دجله و فرات آنجا که به سوی خلیج فارس می‌ریزند )این زیگوریت را بناکرد.

زیگورات بزرگ 

زیگوریت چغازنبیل در جنوب غربی ایران نزدیک شوش واقع شده وسالم ترین زیگورات باقی مانده در جهان است وتاریخ بنا به ۱۲۵۰ سال قبل از میلاد می‌رسد این زیگورات توسط «اونتش گال» پادشاه دوره ایلام ساخته شده

زیگورات چغازنبیل. 

زیگورات دورشاروکین «سارگون» دوم پادشاه آشور میانی در حدود ۷۰۰ سال قبل از میلاد این زیگورات رابناکرد.

 

اورارتو نام تمدنی است که در غرب آذربایجان امروز، شرق آناتولی، و شمال کردستان، احتمالا اجداد ارامنه وگرجی های کنونی بوده اند و حدود ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد، قدرت گرفت. بیشتر اطلاعات ما از تمدن اورارتو، از نوشته‌های آشوری است. قدرت اورارتو آنها را قادر به در اختیار گرفتن تجارت قفقاز و حوزه اطراف دریای خزر می‌کرده‌است. شهرهای اورارتو معماری خاص و شاهانه‌ای دارند که باقیمانده بعضی از آنها در شمال کردستان، حکایت از پیشرفته بودن آن و تاثیرش بر معماری ماد و هخامنشی می‌کند. زبان اورارتو احتمالاً از زبانهای «هورانی» بوده (که از زبانهای مرده، قفقازی هستند) و نزدیکترین زبان مدرن به آنها، زبان گرجی است.


پادشاهان اورارتو در زمان فترت آشور، با گسترش حوزه قدرت خود به شمال بین النهرین و شرق سوریه، عملاً نبض تجارت در منطقه آناتولی و بین النهرین را در دست گرفتند و قدرت گیری آنها تا حدی سبب کاهش قدرت امپراطوری مقتدر و جنگجوی «هیتی» در مرکز آناتولی شد. کلمه اورارتو، ریشه نام کوه آرارات است.

 

سلطنت اورارتو بعد از سالها جنگ و رقابت با آشور، بعد از حمله کیمری‌ها، در اثر حمله قوم ایرانی «سکاها» در قرن هشتم قبل از میلاد، از بین رفت و باقیمانده آن، به زیر قدرت مادها در آمد.

 

آشور نام سرزمین قدیمی است که در بخش میانی رود دجله و کوهستان‌های مجاور قرار داشته‌است و گرفته شده از آشور (نام یک رب‌النوع‌) است و پایتخت آن نخست شهر آشور بود كه در ساحل رود دجله در جنوب موصل امروزى قرار داشت و سپس شاروكین و بعداً کالح‌ و بعداً نینوا (موصل امروزی) بوده است. آشوری‌ها اصولاً از نژاد سامی‌ بودند و زبان آنان با سایر زبان‌های سامی‌، مانندِ عربی و عبری هم‌ریشه است‌. دولت آشور دولت مهمى بود كه در خاورمیانه قدیم تشكیل شد و در آغاز تابع بابل بود. در سال ۱۸۰۰ پ.م. فرمانروایان اولیه آشورى شهرهاى آشور، نینوا و اربیل را متحد كردند و تاریخ از سلسله هاى پادشاهى آشور بعد از سال ۱۴۲۰ پ.م. یاد مى كند. سال نو آشوری (خاب نیسان) اولین روز از ماه نیسان مصادف با اولین روز از ماه آوریل می باشد.

آشور در آغاز یكى از استان هاى كشور بابل بود. آشورى ها وقتى كه متحد گردیده و از بابل جدا شدند چون سرزمینشان مانند بابل حاصلخیز نبود ناچار شدند كه از دسترنج دیگران استفاده كنند، اين بود كه باج گیرى و دست اندازى به سرزمین هاى ديگر را در پیش گرفتند. و نتیجتاً دولت آشور یك دولت حرفه اى جنگجو و متجاوز شد. از خصایص آشورى ها شقاوت و بی رحمى آنها نسبت به دشمنان است. آشور حدود هزار سال دوام كرد وحدود كشور از خاور و باختر توسعه یافت و لبنان و سوریه و فلسطین و مصر امروزى در تصرف آشوریان بود. آشور سرانجام مغلوب دولت ماد شد.

در تاریخ آمده است که سامیان به دنبال آب و علفزار از جنوب شبه جزیره عربستان به سوی شمال این شبه جزیره حرکت کردند و در شمال سکنی گزیدند. البته تاریخ دقیق این حرکت و نیز مدت زمان آن مشخص نیست‌، امّا آثار و شواهدی در دست است که نشان می‌دهند این توده‌های متراکم در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد به بین‌النهرین (میانرودان) رسیدند و دنباله آنان همچنان به صورت سیلی از جنوب به طرف شمال در حرکت بودند.

آشوری‌ها به ‌سرعت شروع به ساخت شهرهای جدید کردند و به ‌تدریج بر پیشرفت آنان در تمام زمینه‌های فرهنگی و نظامی افزوده شد. شهر آشور اولین پایگاه آشوری‌ها به شمار‌ می‌آید و توسعه قدرت آنان از همین شهر آغاز شد، به طوری‌ که امپراتوری «میانه آشور» را بنیاد نهادند و گستره قدرت آشوری‌ها در زمان فرمانروایی نیکولته نیتورتا (1207 ـ 1244پ‌. م‌) به منتهای اوج خود رسید و آشوری‌ها حاکم مطلق سراسر بین‌النهرین شدند.

پس از امپراتوری «میانه آشور» قدرت آشوری‌ها رو به سستی گذاشت‌، به طوری‌که تا دو یا سه سده پس از امپراتوری «میانه آشور» توسط اقوام بی‌تمدن مورد دست درازی و غارت قرار گرفتند، تا اینکه به مرور به خودباوری رسیدند و جان دوباره گرفتند و درست در همین زمان بود که عظمت و شکوه گذشته شکوفا شد و تمدن بین‌النهرین شکل گرفت‌.

ویل دورانت در تاریخ تمدن خود می‌گوید: حکومت آشور بنی‌پال که بر منطقه وسیع آشور، بابل ، ارمنستا‌، سرزمین ماد، فلسطین‌، سوری، فنیقی‌، سومر، عیلام و مصر سایه انداخته بود، بدون تردید یکی از بزرگ ‌ترین سازمان‌های اداری بود که جهان مدیترانه یا خاور نزدیک تا آن زمان به خود دیده بود و تنها حمورابی و نخوطمس سوم بودند که قبل از آن بدین‌گونه دستگاه اداری‌، آن هم نه شبیه به آن‌، نزدیک شده بودند و تنها پس از آن‌، دستگاه اداری هخامنشی پیش از حمله اسکندر بود که توانست با آن برابری کند.

سرانجام امپراتوری قدرتمند آشور در 612 پ‌.م با هجوم متحد ماد و بابل سقوط کرد و قدرت از نینوا به بابل منتقل شد. اما یک سده نیز طول نکشید که بابل به دست کوروش کبیر در سال 538 ق.م. فتح شد. ساتراپ بابل بخشی از امپراتوری هخامنشی گردید و عصر حکومت یکی از بزرگ ‌ترین امپراتوری‌های جهان به سر رسید.

حدود دوهزار سال پیش از میلاد مسیح، سرزمین هندوکش (افغانستان) مورد هجوم اقوام آریایی که از دره‌های پامیر سرازیر شده بودند قرار گرفت و به تصرف این اقوام در آمد. روشن نیست پیش از تهاجم آریایی‌ها چه کسانی در این سرزمین ساکن بوده‌اند. بطلمیوس و دیگر جغرافی‌دانان باستان از سرزمینی که در جنوب هندوکش بین کویر نمک ایران در غرب و رود سند در شرق واقع بوده، به نام «آریانا» یاد کرده‌اند.

قدیمی‌ترین اثر مکتوبی که در آن از سرزمین هندوکش ذکر به عمل آمده، اوستا کتاب مقدس زرتشت است.

پامیر ناحيهء كوهستانی بسيار مرتفع آسيای مركزی است.

قسمت اعظم اين سرزمين متعلق به تاجیکستان و قرقیزستان و مابقی جزء افغانستان و پاکستان است. در مشرق به دشتها و ريگزارهای ترکستان چین منتهی شود و در شمال به فرغانه و به مغرب در طول سيلابهائی كه آمودريا از آنها تشكيل ميشود به پستی ميگرايد و در جنوب آن رشته‌کوه قره ‌قوروم واقع است.

کوههای پامير در حدود 70000 كيلومترمربع مساحت دارد. ارتفاع اين سرزمين كه از سطح دريا در حدود 4000 متر است .