تاریخ یونان باستان (1000 – 100 قبل از میلاد)

 

1000 قبل از میلاد مردم یونانی زبان در سرزمین اصلی یونان ساکن شدند. این افراد اولین منطقه شهری را بنیانگذاری نمودند.

776 قبل از میلاد اولین مسابقات المپیک، در شهر المپیا، در جنوب یونان برگزار می گردد.

750 قبل از میلاد یو نانیها بوجود آوردن مستعمرات را در سرتاسر مدیترانه، آغاز کردند. آنها مستعمراتی روی جزیره [سیسیلی] و در جنوب ایتالیا، بوجود آورند.

594 قبل از میلاد قانون گذار آتنی، سولون، بنیاد یک [دمکراسی] (دولت مردمی) را بنا می کند. او قوانین جدیدی از قبیل حق فرجام (استیناف) را به جامعه معرفی کرد.

507 قبل از میلاد دمکراسی به شکل دولت در آتن تاسیس گردید.

500 قبل از میلاد داریوش، پادشاه ایرانی، ترتیب یک حمله به سرزمین های اصلی یونان، را می دهد.

490 قبل از میلاد آتنی ها در جنگ ماراتون، ارتش مهاجم ایرانی ها را شکست می دهند. سربازان پیاده داوطلب ارتش را به دلیل حمل هوپلون (سپرهای گرد)، به نام هوپلایت ها می خواندند.

480 قبل از میلاد نیروهای ایرانی، در جنگ ترماپیلای، ارتش منطقه شهری یونانی، اسپارت، را در هم می کوبند. مدتی بعد همان سال، در جنگ سالامیز، یک ارتش متحد از مناطق شهری یونانی، ایرانیها را در دریا شکست می دهد. ناوگان پیروز یونانی، از بیش از 200 کشتی جنگی (کشتی های پارویی جنگی) تشکیل می شد.

479 قبل از میلاد متحدان مناطق شهری یونانی ایرانیها، را در جنگ «پلاتایا» به سختی شکست داده و سر انجام به تهدید حمله ایرانیها به سرزمین های یونانی، خاتمه دادند.

462 ـ 429 قبل از میلاد آتن تحت حکومت پریکلس، ژنرال و سیاستمدار یونانی، شکوفا شد. او بعد از تخریب آکروپولیس در آتن در اثر حمله ایرانیان، دستور بازسازی آن را صادر کرد.

431 ـ 404 قبلاز میلاد ناحیه شهری نیرومند آتن و اسپارت برای بدست گرفتن کنترل امپراتوری یونان با هم وارد جنگ می شوند. این جنگ سنگین و تلخ، که نام «جنگ پلوپونزیان» نیز معروف شد، و به مدت 27 سال طول کشید، به استقلال اسپارت به پایان رسید.

338 قبل از میلاد، فیلیپ اهل مقدونیه، پدر اسکندر کبیر و فرمانروای قویترین بلاد (منطقه شهری) یونان، در جنگ چایرونی، سراسر یونان را فتح می کند. پیروزی فیلیپ، عصر استقلال مناطق شهری یونان را پایان می دهد.


دستاوردهای فرهنگی دولت ـ شهرهای یونان در طول دوران قدیم (500 قبل از میلاد ـ 500 میلادی) برای مدت هزار سال جهان غرب را تحت تاثیر قرار داد. دانشمندان یونانی اکتشافاتی در امور طبیعی انجام دادند. فلاسفه نظریاتی در زمینه اداره جوامع را به جهان ارائه دادند و هنر و درام یونانی شکوفا شد.  فیلسوف یا خِرَدورز به شخصی می‌گویند که به آموختن و اندیشه در مسائل فلسفی و اندیشه ورزانه می‌‌پردازد. واژه فیلسوف که از یونانی آمده به معنی دوستدار خِرد است.

550 قبل از میلاد فیثاغورث، فیلسوف و ریاضی دان یونانی، رابطه بین ضلعهای مثلث قائم الزوایه را کشف کرد.

545 قبل از میلاد فیلسوف یونانی، آناکسیمنس اهل سیلتوس، واقع در آسیای صغیر ترکیه کنونی، سعی می کند که آغاز جهان و ساختار آنرا کشف کند. او نتیجه می گیرد که هوا مهمترین ماده جهان است.

524 قبل از میلاد تا 456 قبل از میلاد آشیل، نمایشنامه نویس یونانی، را برای موضوع نمایشنامه هایش، مورد استفاده قرار می دهد. مشهورترین نمایشنامه او به نام «اورستیا» سرگذشت یک خانواده سلطنتی را در طول «جنگ تروا» نشان می دهد.

500 ـ 428 قبل از میلاد ستاره شناس یونانی، آناکساغورس، متوجه می شود که نور ماه انعکاس نور خورشید است. پریکلس، سردار آتنی، واریپیدس (اریپید)، تراژدی نویس نامدار، در محضر وی تعلیم می یابند.

 

هرودوت، از مردم هالیكارناس، مستعمره يونانی آسياى صغير بود وچون اين شهر جزو مستملكات ايران به شمار مى رفت مورخ مذكور را تبعه ايران ذکر کرده‌اند. هرودوت تاریخ‌نگار یونانی دوره باستان، که در سده پنجم پیش از میلاد میزیسته‌است حدود (۴۸۴ - ۴۲۵ پیش از میلاد). گرچه او را پدر مورخين خوانده‌اند ولی در واقع نخستين مورخ نبوده; زيرا قبل از او اشخاص ديگرى از یونانی‌ها مانند هكاته مطالبی نوشته‌اند كه به ما نرسيده وظن قوى مى‌رود كه هرودوت و مورخين قرون بعد از اين نوشته‌ها، بدون ذکر نام مؤلف، استفاده كرده‌اند. وى سفرهاى متعدد در ممالك مشرق‌زمین كرده و تحقيقات خود را راجع به احوال و تاريخ اين کشورها نوشته است.

آثار هرودوت  شامل نه كتاب است و از اين‌جهت آن را «تاريخ در نه كتاب» نامند و هر يك از كتاب‌هاى او به نام يكى از ارباب انواع يونان كهن است. بعضى از محققان تقسيم و نام‌گذارى آثار هرودوت را از قرون بعد مى‌دانند و معتقدند كه تأليفات او در ابتدا تقسيماتى نداشته است.

تصویر:Herodotus world map-fr.svgنقشه جهان اثر هرودوت

هرودوت زمان وقوع حوادث تاریخی را در بعضی از گزارش‌ها، درهم و ناهماهنگ نوشته است، در موارد زيادى داستان‌گویی جاى تاريخ را گرفته، علاوه براين‌ها گویی روح اسطوره‌پرستی یونانی هم در آثار هرودوت جایگاه ویژه‌ای داشته است. نوشته‌هاى هرودوت درباره بابل و آسور هم آشفته و افسانه‌آميز است. وى كاهنان مصر و بابل را مأخذ تحقیقات خویش معرفی کرده‌است. با اين‌وجود كتاب‌هايش در معرفی اوضاع و احوال مشرق‌زمین در عهد باستان قابل‌توجه است.

نظرات مورخان و مشاهیر در باره هرودوت

اوسيوس، وقايع‌نگار معتبر قرن سوم ميلادى ضمن گفتگو درباره سالهاى ۴۴۵ و ۴۴۶ پیش از میلاد، مى گويد: هرودوت كتاب خود را در ملأ عام در آتن خواند و به افتخار بزرگى نایل شد. پلوتارک اشاره می‌کند كه هرودوت مورد توجه مردم آتن بوده و آنها در برابر ستايش شهر آتن، صله‌هایی هم به او مى‌داده‌اند. درباره اين مورخ نظرات مختلفی اظهار شده‌است. ارسطو او را افسانه‌گوى، ولی خوش‌بيان و داراى قدرت نويسندگى دانسته است. توسيديد مى گويد كه او به نوشتن حقايق توجه و علاقه نداشته است. كتزياس، پزشك دربار داريوش دوم و اردشير دوم مواردى از نوشته‌هاى او را درباره كورش بزرگ، كمبوجيه، داريوش و خشايارشا تكذيب كرده‌است. ژوزف فلاويوس مورخ يهود و مان تُن مورخ مصرى هم معتقد به اشتباه در روايات او هستند. سيسرو سخنور نامدار رومی او را پدر تاريخ ناميده ولی در عين‌حال به افسانه‌گویی او اشاره كرده‌است. اما تاريخ‌دانان متأخر معتقدند كه با وجود افسانه‌گویى از حقيقت زياد دور و به آن بی‌توجه نبوده‌است. و سرانجام درباره هرودوت بايد گفت كه بيشتر كشفيات راجع به ايران قدیم مطالب نوشته‌هاى او را تأييد مى‌كند .

 

در حدود 496 تا 406 قبل از میلاد سوفوکلس (سوفوکل)، تراژدی نویس نمایشنامه می نویسد. معروفترین نمایشنامه او «ادیپ شهریار» نام دارد که سرگذشت پادشاهی را که ندانسته پدر خود را به قتل می رساند و با مادر خود ازدواج می کند، به تصویر می کشد.

در حدود 490 تا 430 قبل از میلاد فیدیاس، مجسمه ساز یونانی، مجسمه هایی برای معبد «پارتنون» و «اکروپلیس» در آتن، یونان، مجسمه غول پیکر زئوس، خدای خدایان یونانیان باستان، را می آفریند.

در حدود 486 تا 406 قبل از میلاد اوربپیدس، تراژدی نویس یونانی، نمایشنامه هایی را بر پایه اساطیر یونان می نویسد. مشهورترین نمایشنامه وی، «مدیه»، داستان ساحره ای است که فرزندان خود را به قتل می رساند.

در حدود 470 تا 399 قبل از میلاد سقراط، فیلسوف یونانی و ملقب به پدر فلسفه، در آتن به تدریس می پردازد. مقامات آتن از عقاید او به خشم می آیند و او را به مرگ محکوم می کنند. او با نوشیدن سم، خودکشی می کند.

 پدرعلم فلسفه، با نحوه تدریس سوفسطائیان مخالف بود. سوفسطائیان، به شاگردان خود می‌آموختند که چگونه در مباحثات، به سوالات مختلف جوابهای زیرکانه‌ای بدهند. سقراط شاگردانش را تشویق می‌کرد تا در دنیای اطراف خود، جستجو کرده و مطابق با ندای وجدان خود زندگی کنند، حتی اگر این کار، آنها را در جهت مخالف با حکام کشور قرار دهد.

سقراط هیچ اثر مکتوبی از خود بر جای نگذاشت، اما تعدادی از مباحثات وی با ساکنین آتن توسط شاگرد معروفش افلاطون (۳۴۷ ـ ۴۲۷ ق.م) و نیز کسنوفون (۳۵۷-۴۲۵ ق.م) بطور مکتوب ثبت شده‌اند. آغاز زندگی او مصادف بود با دوران شکوفایی عظمت و افتخار آتن که در همان زمان امپراتوری دریایی خود را بنا نهاده بود. در دوران جوانی، قدرت بدنی شگفت انگیز سقراط، همگان را به تعجب وا داشت. قدرت تحمل او بسیار بالا بود، به طوری که در زمستان سخت، پا برهنه با یک جامه معمولی راه می‌رفت.

عقاید سقراط که در تضاد با عقاید نیروهای مذهبی و سیاسی آتن بود، باعث شد که وی را محاکمه کنند. او متهم به فاسد کردن جوانان و خیانت به عقاید دینی شد. سقراط به مرگ محکوم شد، اما وی با نوشیدن جام شوکران (نوعی سم)، خود را کشت.

در حدود 450 تا 385 قبل از میلاد آریستوفانس (آریستوفان)، نمایشنامه نویس یونانی، در نمایشنامه های کمدی اش مسائل روز را در قالب طنز مورد بحث قرار می دهد. برای مثال، نمایشنامه «ابرها»، فلاسفه آتن را به طنز می کشد.

در 427 تا 347 قبل از میلاد افلاطون، فیلسوف یونانی، نخستین دانشگاه ، «آکادمی»، را در آتن دایر می کند و مردان جوان در آن به تحصیل فلسفه می پردازند.

افلاطون ‏‌(۴۲۸/۴۲۷ پ.م. تا ۳۴۸/۳۴۷ پ.م) دومین فیلسوف از فیلسوفان بزرگ سه‌گانه (سقراط، افلاطون و ارسطو) یونانی‌است. آموزه‌های وی تأثیر زیادی بر کلام مسیحی و اسلامی داشته‌است.

در بیست سالگی برای تکمیل معارف خود شاگرد سقراط شد. این مصاحبت و شاگردی به مدت ده سال ادامه یافت. پس از اعدام سقراط به ۳۹۹، افلاطون آتن را ترک کرد. او برای چندین سال در شهرهای یونان و کشورهای بیگانه به گردش پرداخت. پس از سفری به سیسیل در سال ۳۸۸ به آتن بازگشت و مکتبی فلسفی ایجاد کرد که به نام آکادمی مشهور است. تعلیمات وی در آن‌جا بر اثر دو بار سفری که در سال ۳۶۶ و ۳۶۱ به سیسیل داشت به تعویق افتاد. افلاطون در سال ۳۴۷ مُرد و رهبری آکادمی را به برادرزاده خود واگذاشت.

اشراقيان پيرو افلاطون، و مشائيان پيرو ارسطو به شمار مى‏روند. تفاوت اصلى و جوهرى روش اشراقى و روش مشائى در اين است كه در روش اشراقى براى تحقيق در مسائل فلسفى و مخصوصا «حكمت الهى‏» تنها استدلال و تفكرات عقلى كافى نيست، سلوك قلبى و مجاهدات نفس و تصفيه آن نيز براى كشف حقايق ضرورى و لازم است، اما در روش مشائى تكيه فقط بر استدلال است.

لفظ «اشراق‏» كه به معنى تابش نور است براى افاده روش اشراقى مفيد و رسا است ولى كلمه «مشاء» كه به معنى «راه رونده‏» يا «بسيار راه رونده‏» است صرفاً نامگذارى است و روش مشائى را افاده نمى‏كند. گويند: علت اينكه ارسطو و پيراونش را «مشائين‏» خواندند اين بود كه ارسطو عادت داشت كه در حال قدم زدن و راه رفتن افاده و افاضه كند. پس اگر بخواهيم كلمه‏اى را بكار بريم كه مفيد مفهوم روش فلسفى مشائين باشد بايد كلمه «استدلالى‏» را بكار بريم و بگوئى فلاسفه دو دسته‏اند: اشراقيون و استدلاليون.

اينجا لازم است تحقيق شود كه آيا واقعا افلاطون و ارسطو داراى دو متد مختلف بوده‏اند و چنين اختلاف نظرى ميان استاد (افلاطون) و شاگرد (ارسطو) بوده است؟

 وی در رساله «محورات»، مجموعه مباحثات استاد خویش، سقراط، را با اهالی آتن به رشته تحریر در می آورد. او با انتشار «رساله جمهوریت» به بیان عقاید خویش درباره نحوه اداره یک حکومت ایده آل می پردازد. در زبان یونانیان قدیم، کلمه فلسفه به معنی «عشق به دانایی» است. در طول سالهای 300 ـ 500 قبل از میلاد، تمامی علوم عقلانی رونق یافتند.

در حدود 384 تا 322 قبل از میلاد ارسطو، فیلسوف یونانی، تعلیم و تربیت اسکندر مقدونی را که بعدها به سرداری بزرگ مبدل شد، به عهده می گیرد. ارسطو در آتن، مدرسه ای به نام لیسیوم (لوکیون) تاسیس می کند. وی رساله «سیاست» را می نویسد و در آن به بحث درباره شش روش اداره حکومت می پردازد. او همچنین «نمودار نردبانی طبیعت» را که در آن موجودات زنده بر اساس پیچیدگی ساختمان بدنشان طبقه بندی شده اند، ابداع می کند.

ارسطو با انتقاد از فرضیه مثل‌ها فلسفه خود را آغاز می‌کند: "حقایق قابل ادراک وجود ندارند آنچه وجود دارد مثال نیست بلکه خرد و جزئی است."

وی گفته‌است «علم جز بر کلیات تعلق نمی‌گیرد». ما هنگامی می‌توانیم درباره اشیاء قضاوت کنیم که نوع و جنس را بهتر بشناسیم. تعیین قواعدی که حافظ روابط صحیح قضایای کلی با قضایای جزئی و شخصی باشد خاص منطقی است که هیچکس بهتر از ارسطو درباره آن تحقیق نکرده‌است همین منطق است که یکی از هدایای ارزنده و گرانبهای این فیلسوف بعالم بشریت به شمار می‌آید.

در حدود 335 تا 280 قبل از میلاد در شهر اسکندریه، که بوسیله یونانیان در مصر بنا گردید، پزشکی به نام هیرو فیلوس به منظور بررسی دستگاه عصبی و اجزای بدن انسان، به تشریح اجساد می پردازد.

در حدود 330 تا 275 قبل از میلاد اقلیدس، ریاضیدان یونانی، مقدمات هندسه را به وجود می آورد.

در حدود 310 تا 230 قبل از میلاد آریستارخوس (ارسطرخوس)، ستاره شناس یونانی، خورشید را به جای زمین، مرکز علم می پندارد.

در حدود 287 ـ 212 قبل از میلاد ارشمیدس در موطن خود، شهر سیراکوس (سوراقوسا)، به کشف این نکته که هر شیئی به اندازه حجم خود آب جابجا می کند، نائل می گردد. وی دستگاهی برای بالا کشیدن آب، پیچ ارشمیدس، اختراع می کند. و نام خود را بر آن می گذارد. سربازان رومی در جریان محاصره سیراکوس، ارشمیدس را به قتل می رسانند.

در حدود 200 قبل از میلاد تسبیوس اسکندرانی (اهل اسکندریه) ساعت آبی و تلمبه فشاری را اختراع می کند.

اخیراً در میان محموله یک کشتی که در نزدیکی انتیکترا (جزیره ای در جنوب یونان) در 150 ق م غرق شده دستگاهی کشف شده که آنرا مکانیسم انتیکترا نام نهاده اند و بعد از ساله تحقیق معلوم شده که این شاید اولین کامپیوتر ساخت بشر بوده باشد

 

در حدود 144 تا 127 قبل از میلاد هیپارخوس (ابرخس)، ستاره شناس یونانی، فهرستی از اسامی ستارگان، گردآوری می کند و زمان کسوفهای خورشیدی را محاسبه می کند. در حدود 168 تا 90 قبل از میلاد بطلمیوس در شهر اسکندریه مصر، که به دست یونانیان بنا شده بود، با استفاده از طول و عرض جغرافیایی ، نقشه ای از جهان شناخته شده آن زمان، ارائه می دهد.

در حدود 100 میلادی هرون (اهرون) اسکندرانی، آیولیپایل، نخستین دستگاهی که با نیروی بخار کار می کرد، را اختراع می کند.