اروپا (1000 ق م – 500 میلادی)

 

در قرن پنجم میلادی، مرزهای امپراتوری روم مورد تاخت و تاز «بربرهایی» که تشنه تصرف سرزمین های تازه بودند قرار گرفت. بربرهای گوت، واندال، . بورگاندی که از نژاد ژرمن بودند و همچنین «هون های» آتیلا در این تاخت و تاز شرکت داشتند. رومیها در بعضی موارد با بربرها مصالحه می کردند. گاهی نیز با ایجاد تفرقه در بین قبایل، آنها را تضعیف می کردند. در اواخر قرن پنجم میلادی، امپراتوری روم از هم پاشید، و بربرها حکومتهای پادشاهی جدیدی در اروپا بنا نهادند.

در سال 476 میلادی، آخرین امپراتور روم غربی توسط فرمانده سپاهیان، «ادواسر» که یک بربر بود، از قدرت کنار زده شد. بدینسان، امپراتوری روم غربی، تحت سلطه بربرها قرار گرفت.

 

سلت ها:

در حدود سال ۷۰۰ قبل از میلاد، یک گروه از قبایل، به نام سلت ها، در اروپای مرکزی ساکن شدند. تا پیش از سال ۵۰۰ قبل از میلاد، آنها به عنوان کشاورزان در سراسر اروپای مرکزی وشمالی پراکنده شده بودند. سلتها آهنگران ماهری بودند که ابزار آهنی، سلاح آهنی و جواهرات ظریف می ساختند. انها جشنهایی بزگزار کرده و به تفریح می پرداختند آنها جنگجویانی خشن اما بی نظم بودند برای همین رومی ها آنها را به آسانی شکست دادند. سلتها زبان نوشتاری نداشتند و قوانین، تشریفات مذهبی و داستانهای خود را به طور شفاهی به دیگران منتقل می کردند.

 

آهنگران سلت که در اروپای مرکزی بودند، این  دیگ نقره ای را در حدود سال ۱۰۰۰  قبل از میلاد ساختند

آهنگران سلت که در اروپای مرکزی بودند، این دیگ نقره ای را در حدود سال ۱۰۰۰ قبل از میلاد ساختند.

جنگجویان سلت ظاهر و صدای ترسناکی داشتند. مردان سلت شلوارهای زبر و خشن می پوشیدند. اما به هنگام جنگ به صورت برهنه و فقط با یک طوق «گردنبند)، به میدان می رفتند. روی بدنهای آنها با رنگ آبی که از برگهای یک گیاه به نام «نیل»، گرفته می شد. طراحی و نقاشی می شد.

سلاحهای سلت

جنگجویان سلت با شمشیر، نیزه و قلاب سنگ می جنگیدند. آنها سپرهایی از جنس برنز با چوب در دست می گرفتند. جنگجویان پیاده به جنگ می رفتند و فریاد می زدند و روی سپرهای خود می کوبیدند. بعضی ها به هنگام حمله یک شیپور به نام «کارنیکس»، را به صدا در می آوردند.

قهرمانان جنگی در قبیله از موقعیت بلایی مخصوصی برخوردار بودند و در حالی که بر ارابه چوبی که بوسیله اسبهای تنومند کشیده می شدند، سوار بودند، وارد میدان جنگ می شدند، یک ارابه ران اسبها را در میدان جنگ هدایت کرده و همزمان جنگجو نیزه خود را به طرف دشمن پرتاب می کرد. وقتی شرایط جنگ مشکل می شد، جنگجویان از روی ارابه ها به پایین می پریدند و بوسیله(شمشیر) جنگ را ادامه می دادند. در صورتی که یک فرمانده نظامی در خطر قرار می گرفت، ارابه ران او آماده بود تا او را سوار کرده و به محل امنی انتقال دهد.

جشنهای پیروزی

سلت ها بعد از هر پیروزی جشنهای بزرگی برگزار می کردند. این ضیافت چندین روز طول می کشید. شعرا و نوازندگان با داستان پیروزیها و شجاعتهای قهرمانان قبیله، مردم در حال تفریح، را سرگرم می کردند. سلت ها همچنین سرهای بریده دشمنان شکست خورده را به عنوان یادگارهای مقدس، نزد خود نگه می داشتند.

ارتشهای نامنظم

هر چه سلت ها جنگجویان شجاع و برای دشمنان ترسناک بودند، اما آنها در عین حال جنگجویان سلت همچنین ازسنتهای خود در مورد جنگهای بر پا شده، استفاده می کردند. برا ی مثال آنها معتقد بودند که یک جنگجو نباید توسط دو نفردر یک زمان مورد حمله قرار گیرد، در نتیجه، سلت ها به سادگی توسط ارتش منظم تر با تاکتیک بالاتر و تکنیک برتر سپاه آموزش دیده روم، شکست می خوردند.

زندگی سلتها

خانواده های سلت درقبایل خود درون کلبه های کوچک ساخته شده در قلعه های روی تپه، زندگی میکردند، که امکان دفاع در مقابل هجوم دیگر قبایل را برای آنها فراهم می کرد. در مواقع صلح، سلت ها بر روی زمینهای اطراف قلعه به پرورش گله و کاشت غلات می پرداختند. هر قبیله بوسیله رئیس با پادشاه خود اداره می شد. کاهن ها در این قبایل از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بودند.

۷۰۰ قبل از میلاد تمدن سلتی، معروف به فرهنگ هالستات (وابسته به دوران قبل از اروپا)، در اتریش و جنوب آلمان بوجود می آید. سلت های دارای فرهنگ هالسات، در فرانسه ـ اسپانیا و بریتانیا پراکنده می شوند. این قبایل سلت در قلعه های تپه ای زندگی کرده و از سلاحهای فلزی استفاده می کنند.

 

در دنیای رومی ها خیلی مهم بود که افراد سایو (شهروند رومی) باشند. ابتدا، مقام شهروند فقط به افرادی که دردرون شهرها زندگی می کردند، داده میشد. از 212 قبل از میلاد، مقام شهروند رومی به همه مردان آزاد که در محدوده امپراتوری روم زندگی می کردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زنها داده نمی شد. در سال 89 قبل از میلاد، مقام شهروند به تمام ساکنان محدوده ایتالیای امروز اعطا شد

دستاوردهای فرهنگی دولت ـ شهرهای یونان در طول دوران قدیم (500 قبل از میلاد ـ 500 میلادی) برای مدت هزار سال جهان غرب را تحت تاثیر قرار داد. دانشمندان یونانی اکتشافاتی در امور طبیعی انجام دادند. فلاسفه نظریاتی در زمینه اداره جوامع را به جهان ارائه دادند و هنر و درام یونانی شکوفا شد.

 

در یک شب تابستانی در سال ۴۱۰ میلادی، «ویزیگوت» ها به شهر روم حمله کردند و به مدت سه روز بربرهای گرسنه، خانه های ثرومندان را چپاول نمودند. در طول ۸۰۰ سال، این اولین باری بود که رم مورد مورد حمله قرار گرفته بود. با انتشار خبر از این واقعه در سراسر قلمرو امپراتوری، مردم تصور کردند که دنیا به پایان خود رسیده است. حقیقتی که احساسات کمتری بر می انگیخت این بود که امپراتوری روم غربی، مدت زمانی بود که رو به زوال نهاده بود.

دلایل سقوط:

تا سال ۴۰۰ میلادی، جمعیت رم به شدت کاهش یافته بود. دلیل این کاهش روشن نیست، اما ممکن است بر اثر طاعون یا آلودگی های سربی حاصل از به کارگیری لوله های آب سربی و یا ظروف غالباً سربی باشد. با این جمعیت کم، جمع آوری مالیات لازم برای اداره امپراتوری و دفاع از مرزهای طولانی آن مشکل بود. تولید محصولات کشاورزی نیز کاهش یافته بود، و حاکمان رم مجبور بودند برای تهیه غذا به استانهایشان در شمال آفریقا اتکا کنند.

امپراتوری روم برای تامین نیروی انسانی لازم ـ سرباز و برده ـ بطور فزاینده ای به بربرها متکی شده بود. در سپاه روم، تعداد زیادی سرباز بربر خدمت می کردند که توسط فرماندهان بربر رهبری می شدند. در واقع، بربرها به حدی در امپراتوری گسترش یافته بودند که امپراتور «هونوریوس» (۴۲۳ ـ ۳۹۵ م) از محبوبیت سبک مو و شلوار بربرها شاکی و نگران بود. تمام خانه های رم، بردگان بربر داشتند احتمالا کسی که دروازه به روی «ویزیگوت» ها گشود یک برده بربر بود.

حتی بعد از چپاول رم بدست «ویزیگوت» ها، شهر هنوز تا حدی آرام و امن بود. این بدان خاطر بود که نیروی دریایی رم اداره آبراههای که در دریایی مدیترانه برای تجارب و حمل و نقل مواد غذایی مورد استفاده قرار می گرفتند را در اختیار خود داشت. اما بعد از آنکه واندال ها در سال ۴۲۹ میلادی سواحل شمال آفریقا را فتح کردند، شهر روم محاصره شده و از منابع غذایی خود جدا گشت. در سال ۴۵۵ میلادی، واندال ها موفق شدند که با استفاده از نیروی دریایی خود به شهر رم حمله کنند. اما شهر رم علی رغم وضعیت دشوار وضعیفش، هنوز تسلیم نشده بود.

در سال ۴۷۶ میلادی، آخرین امپراتور روم غربی توسط فرمانده سپاهیان، «ادواسر» که یک بربر بود، از قدرت کنار زده شد. بدینسان، امپراتوری روم غربی، تحت سلطه بربرها قرار گرفت.

 

حقایق ثبت شده:

یک زمین دار رومی که مجبور شده بود «به بربرهای بورگاندی»غذا بدهد، از غول های پر سر و صدایی که دهانشان بوی سیرو روغن می داد، شکایت می کرد. اما اقوام بورگاندی متمدن تر از اقوام هون به رهبری آتیلا  بودند. گفته می شد که بورگاندی ها خون آشام بوده و آنقدر سوار کاری می کردند که به سختی می توانستند راه بروند. رومیها به آتیلا بعنوان کوتوله ای زشت که وحشیانه به این سو و آن سو نگاه کرده و از ترساندن مردم لذت می برد، می نگریستند.

رویدادهای مهم دوران بربر ها:

۲۷۰ میلادی

«گوت» هایاسکادیناوی وارد استان «داسیا» (رومانی کنونی) در امپراتوری روم می شوند و در آنجا به دو گروه تقسیم می شوند «استرگوت» (گوت های شرقی) و «ویزیگوت» (گوت های غربی یا سجاع).

۳۷۸ میلادی

«ویزیگوت» ها در شهر «آذریانوپل» ترکیه، در حال فرار از دست «هون»ها، علیه سلطه رومیان شورش کرده و امپراتور را که «والنز» نام داشت، می کشند.

حدود ۴۰۶میلادی

«واندال» ها (که احتمالا از مناطق بالتیک مهاجرت کرده بودند)از رودخانه راین گذشته و وارد سرزمین «گل» (فرانسه کنونی) می شوند. آنها توسط اقوام «بورگاندی» تعقیب می شوند.

۴۱۰ میلادی

نیروهای تحت امر «آلارک»، فرمانده «ویزیگوت» ها، با تخریب شهر رم دنیای متمدن را متحیر می کنند.

۴۱۹ میلادی

«واندال» ها در اسپانیا با استفاده از نیروی دریایی خود، سواحل شمال آفریقا را فتح کرده و راه انتقال مواد غذایی به امپراتوری روم را قطع می کنند.

۴۴۲میلادی

امپراتوری روم، پادشاه واندال ها، «گایسریک»، در شمال آفریقا بعنوان حاکمی مستقل به رسمیت می شناسد. «بریتون» های رومی آخرین تقاضای خود را برای محافظت در برابر حملات قبایل «آنگل»، «یوت»، و «ساکسون» به رم می فرستند.

۴۵۱میلادی

«هون» ها به فرماندهی آتیلا به سرزمین «گل» حمله می کنند اما از نیروهای متحد رومی و «ویزیگوت» شکست می خوردند.

۴۵۲میلادی

آتیلا به ایتالیا حمله می کند، اما قحطی و شیوع بیماری در میان نیروهایش او را مجبور به عقب نشینی به مجارستان می کند.

۴۵۳میلادی

آتیلا در مجارستان، در حالیکه مشغول طراحی حمله به قسطنطنیه بود، بطور ناگهانی می میرد. امپراتوری و سپاه وی به سرعت از هم می پاشد.

۴۵۵میلادی

واندال ها تحت فرماندهی «گلیسریک»، شهر رم را غارت می کنند.

۴۷۶میلادی

آخرین امپراتور غربی تبار روم، رومولوس آگوستولوس ، توسط یکی از فرماندهانش بنام «ادواسر» که بربر بود، بر کنار می شود.

۴۸۸میلادی

«تئودرویک» از قوم «آستروگوت»، «ادواسر» را شکست داده و یک پادشاهی در ایتالیا بنیان می گذارد.

 

شیوه زندگی رومیان

حکومت اولین امپراتور روم، آگوستوس در سال 27 قبل از میلاد آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز پکس رومانا، با دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان که حدود 200 سال ادامه داشت، بود. در طول این دوره، امپراتور روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت می کرد. امپراتوری به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل می شد. یک شبکه از راهها سرزمین های امپراتوری را به پایتخت، رم، متصل می کرد. لژیون آموزش دیده روم از تمام نقاط بحرانی در طول مرزهایش دفاع می کرد. شهروندان رومی از یک قانون مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک، لاتین، بهره مند بودند.

در دنیای رومی ها خیلی مهم بود که افراد سایو (شهروند رومی) باشند. ابتدا، مقام شهروند فقط به افرادی که دردرون شهرها زندگی می کردند، داده شد. در سال 89 قبل از میلاد، مقام شهروند به تمام ایتالیایی ها اعطا شد. تا پیش از 212 قبل از میلاد، مقام شهروند رومی به همه مردان آزاد که در محدوده امپراتوری روم زندگی می کردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زنها داده نمی شد.

خرابه های امپراتوری رومیان باستان

خرابه های امپراتوری رومیان باستان

جامعه رومی بر اساس طبقات کاملا مجزا سازماندهی شده بود. این تقسیم بندی جامعه در ابتدای تاریخ روم، در حدود قرن ششم قبل از میلاد آغاز گردید. صاحب امتیاز ترین و قدرتمندترین شهروندان رومی اشراف بودند. بسیاری از اشراف از نوادگان مالکین ثروتمند زمین و خانواده های سیاستمداران انتخاب می شدند. سناتورهایی که بر روم حکومت کردند، از خانواده های اشراف ثروتمند بودند. در طبقه اجتماعی بعدی، اسب سوارها (اعضاء گارد سلطنتی) قرار داشتند. این گروه غالبا تجار ثروتمند یا صرافان (بانکداران) بودند. بسیاری از افراد در ارتش روم با دوایر دولتی اجرایی آن خدمت کردند.

 

توده مردم

بخش اعظم شهروندان رومی، توده مردم بودند، که جزء فقیرترین شهروندان نیز محسوب می شدند مردم معمولی سرانجام توانستند تساوی سیاسی در مقابل اعضاء گارد و اشراف، را بدست آورده و حق رشد و ارتقاء تا مقام افسر ارشد نظامی و مشاغل دولتی، را بدست بیاورند.

 

بردگان

در پائین هرم نظام اجتماعی جامعه رومی، بردگان قرار داشتند، که سخت ترین و کم اهمیت ترین کارها را انجام می دادند. رومیها از اسیران جنگی به عنوان برده استفاده می کردند. بردگان هیچ گونه آزادی و حق انتخابی نداشتند. حتی در میان بردگان نیز طبقه های مختلفی وجود داشت. زندگی سخت روزانه یک برده که در معدنها کار می کرد، از زندگی روزانه یک برده تحصیلکرده یونانی که به عنوان یک معلم خصوصی محترم به کودکان رومی تدریس می کرد، بسیار فاصله داشت. به هر حال، از اولین قرن میلادی، شرایط زندگی بردگان بهبود پیدا کرد و بسیاری از آن مردان آزادی خود را بدست آوردند.

 

زبان

زبان مشترک در سراسر امپراتوری روم، زبان لاتین بود. از آنجایی که دیگر کسی به زبان لاتین صحبت نمی کند، آنرا «زبان مرده» می نامند. به هر حال، بیشتر زبانهای امروزی اروپا، از جمله ایتالیایی، اسپانیایی ـ فرانسه و رومانیایی، از لاتین گرفته شده اند. بسیاری از لغات موجود در زبان انگلیسی نیز از لاتین گرفته شده اند.

 

خانه های رومی

رومیان ثروتمند در خانه های بزرگ و وسیع شهری زندگی می کردند. از بیرون جلوه این خانه ها زیاد چشمگیر نبود. زیرا تنها تعداد محدودی درب و پنجره کوچک نرده ای داشتند که مانع ورود دزدان می شد.

 

امپراتوری روم

از قرن سوم قبل از میلاد، رومیها شروع به تشکیل امپراتوری خود کردند. تا قبل از قرن دوم میلادی، رومی ها بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، و شمال آفریقا را تحت کنترل داشتند. موفقیت امپراتوری روم نتیجه استفاده از لژیون های بسیار ورزیده و تعلیم دیده و مدیریت بسیار موثر آنها بود که از مرکز پایتخت رم، به خوبی کنترل می شد.

در سال 27 قبل از میلاد اکتاویان (63 قبل از میلاد ـ 24 میلادی)، اکتاویان یا همان اگوستوس سزار، اولین امپراتور روم می شود. اگوستوس، که به مدت 40 سال بر امپراتوری روم حکومت کرد، مسئولیت اداره آن را با مجلس سنا (گروهی از مسئولین اداره کننده روم)، تقسیم کرد. او از ارتش روم یک نیروی قوی و آموزش دیده ساخت. روم در طول حکومت او دورانی پر از صلح و شکوه را پشت سر نهاد. اگوستوس همچنین در مورد حفظ موقعیت خود بعنوان امپراتور خیلی دقت کرد. او یک گارد محافظ ایجاد کرد که به آنها دستمزد خوبی می داد و آنها را گارد پراتور می نامید.

سنای روم

سنای روم

کالیگولا اولین امپراتورهای رومی اعضاء خانواده اگوستوس بودند. گایوس سزار (12 ـ 41 میلادی)، که به کالیگولا (به معنی پوتینهای کوچک) معروف بود، در سال 37 میلادی به امپراتوری رسید. سربازان ارتش، که پدرش فرماندهی آنان را به عهده داشت، نام مستعار کالیگولا را به او دادند، چرا که او پوتین های سربازی کوچکی به پا می کرد.

 

امپراتور دیوانه

بعد از آنکه کالیگولا امپراتور شد، سلامتی عقل خود را از دست داد. یکی از وقایعی که توسط تاریخ نگار رومی سیوتاتیوس (69 ـ 104 میلادی) ثبت شده است، توضیح می دهد که کالیگولا به ارتش بسیار آموزش دیده و قدرتمند خود دستور داد در ساحل دریا صدف حلزون جمع کنند. او به اسب مورد علاقه خود لقب کنسول (عنوان یکی از مسئولین رده بالای روم)، داده بود. وی همچنین با خواهر خود، «دروسیلا» ازوداج کرد، اما بعدا او را کشت. اعضاء گارد محافظ او (پراتورها) در سال 41 میلادی، او را به قتل رسانند.

 

نرون

آخرین امپراتوری که به خانواده اگوستوس تعلق داشت، نرون (37 ـ 68 میلادی) بود. در سال 54 میلادی، مادر جاه طلب او، آگویپینا (15 ـ 59 میلادی)، شوهر دون خود را مسموم کرد. شوهر امپراتور کلودیوس (10 قبل از میلاد تا 54 میلادی) بود. در نتیجه پسر 17 ساله او جانشین پدر شد. بعد از آغاز امیدوار کننده حکومت او، نرون بی نهایت بی رحم و فاسد شد. وقتی آگویپینا در زندگی خود سرانه فرزندش دخالت کرد، نرون او را کشت. او به خاطر ضیافت های وحشی خود و توهم او در مورد استعدادش در شعر و موسیقی، شهرت داشت!

 

رم در آتش

در سال 64 میلادی، آتش سوزی بزرگی شهر رم را نابود کرد. نرون تظاهر کرد که قصد داشته تا شهر رم را با طرح جدیدی بازسازی کند. بسیاری از مردم رم عقیده دارند که خود نرون عمدا آتش سوزی را آغاز کرده است. اما به هر حال، نرون گروه مذهبی جدید، یا مسیحیان را مقصر دانست و آنها را کشت. مخالفان حکومت نرون آنقدر قدرت گرفتند که او را مجبور کردند در سال 68 میلادی، خود کشی کند.

 

مجسمه ی رومی

مجسمه ی رومی

سال چهار امپراتور

در سال بعد از مرگ نرون، 4 امپراتور بر سر کار آمدند. یک فرمانده نظامی به نام گالبا (3 قبل از میلاد تا 69 میلادی)، ابتدا قدرت را در دست گرفت. گالبا بوسیله گارد پراتور، کشته شد. این گارد اتو (32 ـ 69 میلادی)، (حاکم استان رومی اسپانیا) را به عنوان امپراتور اعلام کرد. لژیون روم که در آلمان مستقر بود، با شنیدن این خبر، فرمانده خود وتیلیوس (15 ـ 69 میلادی)، را به عنوان امپراتور معرفی کردند. وسپاسیان (9 ـ 79 میلادی)، یک فرمانده رقیب، وارد رم شد. او وتیلیوس را کشت و خود امپراتور شد.

 

انتخابات جانشین

وسپاسیان سنتی را ایجاد کرد که بر اساس آن، یک امپراتور حاکم در طول حکومت خود جانشین خود را انتخاب می کرد. و سپاسیان نظم را به روم بازگرداند. او همچنین یک برنامه ساختمان سازی که شامل استادیوم ورزشی رم بود، آغاز کرد. ساخت این آمفی تئاتر بزرگ که سرگرمیهای عمومی در آن اجرا می شد، در طول حکومت فرزند وسپاسیان، تیتوس (39 ـ 81 میلادی)، که بعد از پدرش به امپراتوری رسید، پایان یافت.

 

امپراتوری استانی

در قرن دوم میلادی، خانواده های حاکم روم، صاحب نفوذ کمتری در امر انتخاب امپراتور بودند. شهروندان استانهای رومی شروع به اشغال پستهای عالی رتبه در دولت و ارتش، کردند. امپراتورهای بعدی روم از استانهای درون امپراتوری روم، انتخاب می شدند.

 

تراجان

امپراتور تراجان (53 ـ 117 میلادی) در یکی از استانهای روم به نام آیبیریا «اسپانیای امروز) به دنیا آمد. او یک فرمانده نظامی بزرگ بود و در طول حکومتش، امپراتوری روم از نظر وسعت به اوج خود رسید. وی پیروزیهای نظامی خود را با ساخت بناهای یادبود (ستونهای تراجان)، جشن می گرفت. این ستونها بوسیله مجسمه هایی که پیروزیهای معروف او را نشان می دادند، تزئین شده بودند.

 

پسر خوانده تراجان، هادریان (۷۶ ـ ۱۳۸ میلادی) بعد از او به امپراتوری روم رسید. هادریان بیشتر دوران حکومتش را به مسافرت در استانهای مختلف امپراتوری روم گذراند. او موانع ثابتی در مقابل حمله بربرها که به این سرزمینها روم حمله می‌کردند، بنا کرد. نمونه چنین بناهای دفاعی، دیوار هادریان، هنوز در شمال غربی انگلیس باقی مانده‌اند. هادریان همچنین تغییرات زیادی ایجاد کرد که اداره امپراتوری روم را آسان تر می‌کرد.

 لژیونر رومی

ارتش روم از سربازانی به نام لژیونر تشکیل می‌شد. یک لژیونر خیلی ورزیده بود. او می‌توانست در یک روز ۳۲ کیلومتر (۲۰ مایل) در حالیکه یک بسته به وزن ۴۰ کیلو گرم حمل می‌کرد، راه برود. یونیفورم یک لژیوتر او را در نبردها محافظت می‌کرد، و در عین حال به او امکان می‌داد که به آسانی حرکت کند.

واحد ارتش

«قرن»، واحد ارتش روم بود. هنگامی که در سال 340 قبل از میلاد ارتش روم تشکیل شد. یک قرن شامل 100 سرباز می شد. وقتی فرمانده نظامی رومی، کابوس ماریوس (157 ـ 86 قبل از میلاد) ارتش روم را در سال 100 قبل از میلاد، دوباره سازماندهی کرد، تعداد افراد را در یک قرن به80 نفر کاهش داد. دلیل این کاهش چنین بیان می شد که یک گروه کوچکتر، آسان تر کنترل می شد.

 

یونان باستان از صدها دولت ـ شهر مستقل تشکیل می‌‌شد. از قرن هشتم قبل از میلاد، یونانی ها ساخت شهرهای جدید در سراسر مدیترانه، را آغاز کردند این مستعمره‌های یونانی با امپراتوری قدرتمند ایران در تماس بودند. در نتیجه تشنج بین یونان و ایرانی ها زیاد شده، و در سال ۵۰۰ قبل از میلاد، یک جنگ بین آنها در گرفت. در سال ۴۷۹ قبل از میلاد ارتش متحد دولت ـ شهرهای یونان، ایران را شکست داد.

اکروپولیس باقیمانده‌های اکروپولیس، آتن امروزی را در بر می‌‌گبرد.


آتن ثروتمندترین و بزرگ‌ترین ناحیه شهری یونان بود. شهروندان این شهر از یک دمکراسی ابتدایی (دولت مردمی) برخوردار بودند.

تا پیش از قرن پنجم قبل از میلاد، ناحیه شهری اسپارت بیشتر نواحی جنوب یونان را تحت کنترل داشت. این ناحیه را منطقه «پلویونی» می‌‌نامند. زندگی اسپارتی ها در جنگ می‌‌گذشت. همه شهروندان مذکرو بالغ، اعضاء تمام وقت ارتش محسوب می‌‌شدند. زنها آموزشهای فیزیکی می‌‌دیدند تا بتوانند بچه‌های قوی و نیرومند به دنیا بیاورند. هنگامی که شهروندان اسپارتی مشغول پرداختن به امور جنگی بودند، غلامان (بردگان) روی زمین کشاورزی می‌‌کردند.

اولین مسابقات المپیک، در شهر المپیا، در جنوب یونان برگزار می‌‌گردد.

حکومت اولین امپراتور روم، آگوستوس در سال ۲۷ قبل از میلاد آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز پکس رومانا، یا دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان که حدود ۲۰۰ سال ادامه داشت، بود. در طول این دوره، امپراتور روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت می‌‌کرد. امپراتوری به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل می‌‌شد. یک شبکه از راهها سرزمین های امپراتوری را به پایتخت، رم، متصل می‌‌کرد. لژیون آموزش دیده روم از تمام نقاط بحرانی در طول مرزهایش دفاع می‌‌کرد. شهروندان رومی از یک قانون مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک، لاتین، بهره مند بودند.


تا سال ۴۵۰ میلادی رومیان باستان، انگلستان را ترک کرده بودند و به جای آنها تعداد زیادی از مردم شمال اروپا در آنجا اقامت داشتند. اقوامی که در آنجا سکونت داشتند متعلق به چهار قبیله، آنگل ها، یوت ها، فرزین ها و ساکسون ها بودند. این ساکنان، «آنگلوساکسون» نامیده شدند. قبرهای منطقه ساتن هو با یادداشتهای راهبانی مثل عالیجناب «بید»، اطلاعات مربوط به تاریخ آنها را بیان می‌‌کند. قرنها بعد، شاهان آنگلوساکسون مانند آلفردکبیر با مهاجمان وایکینگ جنگیدند.


در دنیای رومی ها خیلی مهم بود که افراد سایو (شهروند رومی) باشند. ابتدا، مقام شهروند فقط به افرادی که دردرون شهرها زندگی می‌‌کردند، داده شد. در سال ۸۹ قبل از میلاد، مقام شهروند به تمام ایتالیایی ها اعطا شد. تا پیش از ۲۱۲ بعد از میلاد، مقام شهروند رومی به همه مردان آزاد که در محدوده امپراتوری روم زندگی می‌‌کردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زنها داده نمی‌شد.

 

سِلتی که کِلتی نیز نامیده شده نام گروهی از زبان‌های همخانواده در قاره اروپا است.

این گروه از خانواده زبان‌های هند و اروپایی، از نظر تاریخی و جغرافیایی، به دو بخش قاره‌ای و جزیره‌ای تقسیم می‌‌شود. بخش نخست (قاره ای) اکنون منسوخ شده، اما بخش جزیره‌ای کمابیش بکار رفته و زیرگروه‌های زیر را دربر می‌‌گیرد:

1) بریتونی (Brythonic): شامل زبان‌های برِتون(Breton)، کورنی (Cornish)، ولزی (Welsh).

2) گِیلیک (Gaelic): شامل زبان‌های ایرلندی، گیلیک اسکاتلند یا اِرس (Erse)، و مانکس (Manx).

تا سده پنجم میلادی از زبان‌های سلتی، بویژه زبان گیلیک، در سراسر اروپای غربی استفاده می‌‌شده است. اما امروزه دانش ما درباره این زبان‌ها محدود به آن چیزی است که در جزیرهٔ بریتانیا و ایرلند باقی مانده است.

بطور کلی، زبان‌های سلتی آوای /p/ موجود در زبان هندواروپایی را حذف کرده است. برای نمونه، porcus که در زبان لاتین یعنی خوک، و بشکلهای porc, pork,… وارد زبان‌های اروپایی شده، در زبان‌های سلتی بشکل orc درآمده است.

دو جنس (مونث و مذکر) در زبان‌های سلتی وجود دارد و صفت معمولاً پس از اسم می‌‌آید. در این زبان‌ها (همانند برخی دیگر از زبان‌های هند و اروپایی) از اسم فعل بجای صفت فاعلی استفاده می‌‌شود. جمله‌ها همیشه با فعل آغاز می‌‌شوند و کارگزار در جمله با استفاده از مجهول غیرشخصی بیان می‌‌شود. برای شناختن کارگزار، به بخش معناشناسی مراجعه کنید.

همه زبان‌های سلتی، امروزه برای نوشتن از الفبای لاتین استفاده می‌‌کنند.

زبان‌های ژرمنی، شاخه‌ای از زبان‌های هندواروپایی اند که بیش‌تر در شمال اروپا و آمریکا رواج دارند. زبان‌های این شاخه، نیای یکتایی به نام ژرمنی نخستین داشته اند که ژرمن‌ها نزدیک به کمابیش دوهزار و پانصد سال پیش در روزگار آهن، در شمال اروپا به آن سخن می‌گفته اند. ژرمنی باستان، همراه فرزندان اش، تنها با شماری از ویژگی‌های یکتای زبان شناختی، از جمله تغییر هم‌خوان‌ها شناخته می‌شود. اگر نه کهن‌ترین چیزی که تاریخ از ژرمن‌ها به یاد می‌آورد نه زبان ایشان، که جای‌گیر شدن اشان است در شمال اروپا و در امتداد مرزهای شمالی امپراتوری روم از سده ی دوم میلادی.

پرگویش‌ور‌ترین زبان‌های ژرمنی، انگلیسی با 340 و آلمانی با 120 میلیون تن گویش‌ور بومی اند. همچنین زبان‌های دیگری هم‌چون هلندی با 22 میلیون و آفریکانس با 16 میلیون تن و زبان‌های اسکاندیناوی مانند دانمارکی و سوئدی و نروژی با روی هم 20 میلیون گویش‌ور، در همین شاخه از زبان‌های هندواروپایی می‌گنجند. هندواروپایی بودن این زبان‌ها بدین معنی است که این زبان‌ها خویشاوند دور زبان‌های ایرانی اند. پژوهش‌های تازه ی زبان شناختی و تبارشناختی، سیاهه‌ای از 53 زبان و گویش در شاخه ی زبان‌های ژرمنی به دست می‌دهد.

هندواروپایی بودن این زبان‌ها بدین معنی است که این زبان‌ها خویشاوند دور زبان فارسی هستند. زبان‌های ژرمنی از دیدگاه تاریخی به سه دسته شمالی، خاوری و باختری بخش می‌شوند.