مردم مصر با الهام از اختراعات و ابداعات در بین النهرین بسرعت در سرزمین حاصلخیز نیل پیشرفت میکردند تا که در سال 3100 قبل از میلاد شخصیتی افسانه ای بنام "منس" که بی شباهت به رموس و رومولوس رم نیست آنها را متحد کرده و برای 3000 سال بعد مستقل زیستند.
نام منس اولین بار روی تخته
سنگی که نام تمام پادشاهان قدیم روی آن نوشته شده بنام "سنگ پالرمو" دیده میشود.
و افسانه های مصری مدعی هستند که منس پادشاهی را از خدای هوروس به ارث برده. پادشاهان مصر هرچند تمامشان تا سال 2686 ق م آثاری مهم از آنها باقی مانده ولی از این تاریخ به بعد شکوفائی این تمدن شروع میشود و در سالهای 1300 ق م به حد اعلای خود رسید.
تاریخ مصر باستان همیشه مترادف است با نام فرعون.
لفظ فِرعَون از ریشه قبطی «په رَ» که معنای ساختمان بزرگ را میدهد و لقب پادشاهان مصر در روزگار باستان بوده، گرفته شده است. اولین شخصی که در تاریخ مصر باستان به نام فرعون مشهور است، شخصی است به نام پادشاه عقرب که نام اصلی وی مشخص نیست. ولی در نقشی که از او روی یک گرز سنگی وجود دارد، عقربی روبروی صورت او دیده میشود و به این دلیل او را به این نام میخوانند.
از فراعنه مصر میتوان خوفو، خفرع، منکورع، رامسس دوم، آخن آتون، توتانخامون، ملکه هاتشپسوت، توتموس سوم و خئوپس را نام برد. در بین تمامی این فراعنه، خوفو، خفرع و منکورع به خاطر ساختن اهرام ثلاثه، توتموس سوم و رامسس دوم به خاطر قدرت بیش از حد در اداره کشور و کشورگشایی، آخن آتون به خاطر مخالفت و ضدیت با تمام عقاید فراعنه گذشته و ساختن شهر آخن آتون (افق آتون) به همین منظور و توت عنخ آمون به خاطر مرگ عجیبش در سن هیجده سالگی و گنجینه بی نظیر مقبره خود بیش از بقیه فراعنه شهرت دارند.
خوفو که در زبان یونانی خئوپس گفته میشود، دومین فرعون از دودمان چهارم فراعنه مصر باستان به شمار میآید و دوران فرمانروایی اش حدود ۲۳ یا ۲۴ سال از ۲۵۶۶ تا ۲۵۸۹ پیش از میلاد برآورد شده است. بنا به گفته هرودوت، خوفو بر خلاف پدرش اسنفرو (Sneferu) و پدربزرگش جوسر نتجریکت (Djoser Netjeriket)، که هر دو شاهانی بخشنده و مردمدار بودند، مردی خشن و شاهی ستمگر بود. او سه همسر داشت که هر یک در یکی از سه هرم کوچک دیگر دفن شده اند. خوفو سازنده هرم بزرگ جیزه است. مومیایی این فرعون هنوز پیدا نشده است.
هرچند که هرم بزرگ به نوعی نشانگر جوهره مصر باستان به شمار میآید، از دوران شاهی فرعون سازنده آن آگاهی چندانی در دست نیست. سدهها پس از فرمانروایی خوفو، هرودوت در باره او نوشته است: " خوفو سرزمین مصر را دچار هرنوع بدبختی ممکن کرد. او نیایشگاهها را بست، پیشکش قربانی را نزد رعایای خود ممنوع اعلام کرد و آنها را وادار کرد تا بدون استثنا برایش کارگری کنند. مصریان به زحمت میتوانستند نام او را بر زبان بیاورند و این از شدت تنفرشان بود." نکته نغز دیگر اینکه با وجود عظمت و شکوه هرم، قایق بی همتای تشییع جنازه و اشیای اعجاب انگیز مراسم به خاک سپاری که از خوفو به جا مانده است، تنها تصویر موجود از چهره او یک تندیس عاج ۱۰ سانتی متری است.
جوسر
معروف ترین فرعون مصر باستان از دودمان سوم است.
معروفیت او به خاطر فرمانش به یکی از مقامات آن روزگار به نام ایمهوتپ برای ساختن هرم پلکانی در سقاره بود. پادشاه او در سالهای 2650 – 2640 قبل از میلاد بوده.
آمِنِمهات سوم( Amenemhat III) فرمانروایی ۱۸۶۰-۱۸۱۴ پیش از میلاد و فرعون دوازدهمین دودمان مصر باستان بود.

او بزرگترین فرمانروای پادشاهی میانه مصر بود. او بیست سال در کنار پدرش سسوستریس سوم و باهم به فرمانروایی پرداخته بود.
این فرعون زمان حکومتش میتواند نزدیکترین به روایات مربوط به یوسف نبی باشد. ولی هیچگونه سندی که اشاره ای به روایات مربوط به یوسف شده باشد در زمان این فرعون و فرعونهای قبل و بعد او هم وجود ندارد.
او نخستین هرم را در دهشور ساخت(هرم سیاه)، ولی برای پارهای مشکل ساختش رها شد. پس از پانزده سال که از پادشاهی او میگذشت، فرعون تصمیم به ساخت هرم دیگری در هواره گرفت. هرم دهشور برای خاکسپاری چند تن از زنان دودمان پادشاهی به کار گرفته شد.
هرم آرامگاه او در هواره نزدیکی فیوم همان است که هرودوت و دیودوروس سیکولوس از آن با نام دخمه پرپیچ و خم نامبردهاند. استرابون از این هرم به عنوان یک شگفتی جهان نام میبرد. برای این هرم از تدبیرهای امنیتی ویژهای سود برده شده بود. با اینهمه به آرامگاه وی در روزگار گذشته دستبرد زده شده است. دختر وی نفرپتاه در هرم دیگری که در ۱۹۵۶ یافته شد به خاک سپرده شد.
پس از او آمنمهات چهارم به پادشاهی رسید، او واپسین شاه از دودمان دوازدهم بود.
هیکسوس(قبطی به معنای فرمانروایان بیگانه، یونانی نام مردمانی از تبار سامی است که نخستین بار در بخش خاوری دلتای نیل پدیدار گشتند و دوره میانه دوم را در مصر باستان بنیاد نهادند. اینان در سده هفدهم (پیش از میلاد) به قدرت رسیدند و در مصر پایین و میانه بیش از صد سال فرمان راندند و دودمان پانزدهم فرمانروایی مصر و شاید دودمان هفدهم بردهدار را در این سرزمین بنیاد گذاردند.
از آنجایی که آنها نامهایی همانند نامهای کنعانی داشتهاند و برای نمونه نامهایشان در بر دارنده نام ایزدان کنعانی چون بعل و انات بود برخی گمان میکنند که هیکسوسها از تبار کنعانی بودهاند. دیگر نگرهها دراینباره بر فنیقی یا عبری بودن آنها استوار است.
توتمُسِ سوم (معنای نام:توت زاده میشود)(پادشاهی ۲۴ آوریل۱۴۷۹-۱۱ مار۱۴۲۵ (پیش از میلاد)) ششمین فرعون از دودمان هژدهم مصر باستان بود. او در بیست و دو سال آغاز فرمانرواییش همزمان با نامادریش هتشپسوت پادشاهی میکرد. پس از مرگ هتشپسوت او به قدرت راستین دست یافت و آنچنان امپراتوریای پدید آورد که تا آن زمان در مصر دیده نشده بود. او هفده بار لشکرکشی کرد و از شمال سوریه کنونی تا چهارمین آبشار بزرگ نیل در نوبه را به زیر پرچم خود درآورد.
او را سازنده پنجاه پرستشگاه در مصر میدانند. در دوره پادشاهی او معماری به بالاترین ورزیدگی و هنر خود رسید و چه پیش و پس از پادشاهی او هرگز همانندی نیافت.

پس از مرگ او را در دره پادشاهان که آرامگاه شاهان در دوره او بود به خاک سپردند. پس از او پسرش آمنهوتپ دوم به جانشینیش رسید.
آمِنهوتِپ سوم(معنای نام:آمون خُرسند است)(پادشاهی ۱۳۸۸-۱۳۵۱ (پیش از میلاد)) فرعون مصر باستان بود. وی پس از مرگ پدرش توتمس چهارم به جای او بر تخت نشست.
برپایه دانستهها او از شهبانوی سوگلیش تیه دو پسر داشت که یکی از آنان با نام آخناتون پس از پدر بر تخت نشست. وی روی هم سه پسر داشته که یکی دیگر از پسرانش اسمنخکاره رازآمیز است که پس از آخناتون به پادشاهی رسید. وی همچنین در سال دهم پادشاهیش با گیلوخپا دختر شوتتارنای دوم پادشاه میتانی پیمان زناشویی بست.
تاکنون ۲۵۰ تندیس از آمنهوتپ سوم به دست آمده است. این تندیسها سراسر زندگی آمنهوتپ را پوشش میدهند. او میان ششسالگی تا دوازدهسالگی به پادشاهی رسیده است و سالهای فرمانروایی او همراه با آشتی،کامیابی و شکوه مهرازی(معماری) بوده است. در آینده از روزگار او به عنوان زمانی که مصر به شکوفایی معماری و نیرومندی در پیوندهای فرامیهنی دست یافته بود نام بردند. در ۱۸۸۷ در بایگانی عمارنه سندهایی از پیوندهای دیپلوماتیک میان مصر و آشور،میتانی،بابل و خاتوشا
یافت شد.

توتانخآمون یا توتعنخآمون معنای نام: پنداشت زنده آمون پادشاهی ۱۳۳۳-۱۳۲۴ پیش از میلاد فرعون مصر باستان از دودمان هژدهم بود. دوره وی اکنون به پادشاهی نو شناخته میشود.
او رهبر بازگشت از آیین آتونیسم به کیش باستانی مصر بود. او در نه سالگی به پادشاهی رسید. وزیر و جانشین احتمالی وی آیه شاید بربسیاری از تصمیمهای سیاسی او اثرگذار بوده باشد. توتانخآمون نامدارترین فرعون مصر باستان است. عامه مرده او را با نام پادشاه توت میشناسند.

رامسس دوم یا رامسس بزرگ زاده ۱۳۰۲، پادشاهی ۱۲۷۹-۱۲۱۳ پیش از میلاد فرعون مصر باستان از دودمان نوزدهم پادشاهان آن سرزمین بود. بسیاری او را نیرومندترین فرعون تاریخ مصر باستان میدانند.
برخی او را فرعون یادشده در سفر خروج دانستهاند اما در حقیقت فرعون مزبورفرزندش مرنپتاه میباشد.
ستی یکم، پدرش هنگامی که او چهاردهساله بود وی را به جانشینی برگزید. رامسس در آغاز دهه بیستم زندگی به پادشاهی رسید. او ۶۶سال و دوماه پادشاهی نمود و بیش از نود سال زیست. او پایتخت را از شهر تبس به رآمسس برد.
رامسس دوم سومین فرعون از دودمان نوزدهم بود. وی در جنگ با امپراتوری هتی توانست بر سرزمینهای خاوری مدیترانه دست یابد. و برای صلح با هیتی ها با یکی از پرنس های هیتی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج فرعون بعدی مرنپتاه است که از 1202 تا 1212 قبل از میلاد پادشاهی کرد و در این مدت مهاجمان دریا از آجن را که بر تمام خاورمیانه در قرن سیزده قبل از میلاد سلطه داشتند بسختی شکست داد. مرنپتاه شهر های اسرائیل را ویران کرد.

سال 1240 ق م نزدیکترین سالی است که بر اساس روایات یهود حضرت موسی ده فرمان را بعد از ترک مصر به قوم یهود داده. بنابراین یا رامسس بزرگ یا مرنپتاه میتوانند فرعون های همزمان موسی باشند. ولی هیچگونه سندی از وجود موسی و تمام وقایع از زمان و گرفتن موسی شیرخواره از رود نیل تا باز شدن دریا، غرق فرعون و سپاهش و مهاجرت یهودیان در این دوران، موجود نیست .
تمام مدارکی که امروز از مصر قدیم در دست ماست بصورت نوشته ها ی هیروگلیف میباشد.

خط هیروگلیف در حدود ۵ هزار سال قبل از تصویرنگاری مشتق شد. نزدیک به ۵۰۰ علامت تصویری در خط هیروگلیف وجود داشت. و طرز نگارش آن به دو صورت عمودی و افقی بود که در آغاز هیروگلیف عمودی و سپس افقی پدید آمد. این خط را مصریان اولین بار جهت نوشتن مطالب خود اختراع کردند و آن را هیروگلیف نامیدند. هیروگلیف به معنی کنده کاری مقدس و خط مقدس است که کنده کاران و صنعتگران آن را در دیوار آرامگاهها، ستونها، تندیسها، مهرها و ... به کار میبردند. بعدها با پیدایی پاپیروس از این خط نوع دیگری پدید آمد بنام هیراتیک (مذهبی، با صلابت) و سپس با بهم ریختگی آن نوعی خط تندنویسی ایجاد گردید به نام خط عامیانه.
پاپیروس گونه ابتدایی کاغذ بودهاست. پاپیروس از مغزه گیاهی به نام علف بوریا تهیه میشد. علف بوریا گونهای جگن است که روزگاری به فراوانی در دلتای رودخانه نیل در مصر میروئید.
بوریا معمولاً به بلندی ۲ تا ۳ متر میروید ولی رویش آن تا ۵ متر هم مشاهده شدهاست. از پاپیروس در مصر باستان استفاده میشد ولی این گونه کاغذ در منطقه مدیترانه و بخشهایی از اروپا و جنوب غربی آسیا نیز کاربرد داشت.