بهترین کتاب فارسی در این زمینه "تاریخ پیدایش آمریکا" نوشته مرحوم کسروی میباشد. این فرزانه، بزرگمرد تاریخ معاصر ایران، شصت سال پیش بدون داشتن امکانات اینترنتی، و کتابهای رفرانس امروزی، اطلاعاتی را در این کتاب جمع آوری کرده که حتی امروز هم خواندنی و آموزنده است.
مهاجرت انسانهای ما قبل تاریخ به قاره آمریکا که سرخپوستان پاله او ( Paleo-Indian ) نامیده میشوند در سردترین سالهای آخرین یخبندان از طریق باب برینگ با دنبال کردن ماموتها صورت گرفته که در این مورد طبق نظریه های مختلف بین 14000 تا 32000 سال پیش بوده درحالیکه مهاجرین از طریق اقیانوسیه برروی کنو ها و تکه های بزرگ چوب حدود 2000 سال پیش به این قاره راه پیدا کردند. ضمناً باب برینگ تا 12000 سال پیش خشکی بوده و بمرور این باریکه آ بی تا 10000 سال پیش درست شده است.
ورود وایکینگها از طریق گرین لند در شمال شرق آمریکا در هزار سال پیش بسیار کم اهمیت و شاید بتوان گفت نوعی مستعمره گونه بوده است.
سُرخپوست بومیان قاره آمریکا را میگویند.ایشان از نژاد زردند ولی پیشتر میپنداشتند که یک گروه نژادی جداگانه اند.کریستوف کلمب پنداشته بود که اینان هندی اند،از اینرو امروزه در بیشتر زبانهای اروپایی ایشان را هندی میخوانند. گاهی در زبان فارسی هم ایشان را هندیهای آمریکا میخوانند. غلامحسین مصاحب در دائرةالمعارف فارسی آنان را «هندیشمردگان» (هندی+شمردگان، یعنی کسانی که هندی شمرده شدهاند) میخواند.
سرخپوستان با ورود اروپاییان با بیماریهای همهگیر، نابودی فرهنگ و از دست رفتن خاک روبرو شدند.

برخی قبایل سرخپوستان به مدت دو قرن در بردگی سفیدپوستان بودند . سران قبیلههای
سرخپوست در کانادا با فرانسویان و انگلیسی ها معاهداتی امضا کردند تا صلح در مناطق
سرخپوستی برقرار شود.
قبیله های متفاوت

این ساکنان بومی آمریکا در دشتهای پهناور و حاصلخیز این سرزمین پراکنده شدند ولی اولین شهرک هاایکه این سرخپوستان در آمریکا ایجاد کردند عبارتند از: کلوویس در نیو مکزیکو، در پنسلوانیا و چاهوکیا در ایلینوی.
از میان صد ها قبایل در گسترده آمریکا سرخ پوست های زیر میباشند:
پوئِبلو گونهای دهکده سرخ پوستی با خانههای خشتی و کاهگلی است که توسط برخی از قبایل در جنوب غربی ایالات متحده آمریکا پدید آمده بود. پوئبلو یک محل زیست اجتماعی بزرگ بود که به اتاقهای زیادی تقسیم شده و تا ۵ طبقه ارتفاع داشت و معمولاً از خشت ساخته شده بود. مردمی که هنوز در پوئبلوها زندگی میکند مردم خشتنشین یا مردم پوئبلو نام دارند. این مردم امروزه در ۲۰ پوئبلو که از سوی دولت آمریکا به رسمیت شناخته شده ساکن هستند. واژه پوئبلو همچنین در اسپانیایی به معنی دهکده است.



این سرخپوستان که به آنها «آناسازی» هم میگویند در نواحی مرتفع و بی آب و علف جنوب غربی قاره امریکای شمالی، زندگی میکردند. بین سالهای 1050 و 1300 میلادی، آنها روستاهایی با خانههای چند طبقه به نام پوئبلو ساختند. بعضی از پوئبلوها دارای 200 اتاق بودند. مردان آناسازی در اتاقهای زیرزمینی به نام کیوا مراسم مذهبی خود را برگزار میکردند. آناسازیها مردمی کشاورز بودند و هنرهای دستی تخصص داشتند. سرخپوستان پوئبلوی ساکن ایالتهای آریزونا و نیومکزیکو، از اعقاب آنان هستند.
آناسازیها پوئبلوهای جالب توجه خود را از خشت (آجرهای گلی که در آفتاب خشک میشوند)، چوب و گل میساختند. این خانههای چند اشکوبه، ارتفاعی برابر با یک ساختمان ۴ طبقه داشتند. پشت بام مسطح خانهای که در ردیف اول واقع شده بود، بشمار میآمد. دیوارهای پوئبلو ها، بویژه در طبقه همکف غالبا فاقد در یا پنجره بود. این امر باعث میشد که آسانتر در برابر دشمنان از آن دفاع کرد. در خرابههای به جای مانده از قوم آناسازی، هیچ نشانی از اینکه خانوادههای توانگر، خانههای بزرگ تری داشته اند، وجود ندارد. همه خانهها به یک اندازه بوده و از وسایل و امکانات برابر برخوردار بودند.
دیگر شهر نشینان سرخپوست فریمانت و میسی سیپیان میباشند
ناواهو (Navajo نوشته می شود) نام یکی از بزرگترین قبایل سرخپوست ایالات متحده آمریکاست.
این قبیله در ایالات آریزونا و جنوب یوتا مستقر است و ۳۰۰۰۰۰ عضو دارد
دره یادبود (Monument valley) یک دره مشهور در مرز ایالت یوتا و آریزونا در آمریکا است.

این مکان متعلق به سرخپوستان قبیله ناواهو است و امروزه منطقه ای تفریحی به شمار می آید.
یادبود ملی ناواهو (Navajo National Monument) یک پارک ملی در ایالت آریزونا در آمریکا است.
این پارک حاوی بقایای سرخپوستان قبیله ناواهو است که در قدیم الایام در این ناحیه می زیسته اند.

بهرحال اندسته از همین مردمان که از کرانه های اقیانوس کبیر بطرف جنوب مهاجرت کردند بعدها تمدنهای درخشانی در آمریکای مرکزی مثل ازتک، مایا و اینکا ایجاد کردند که بشرح آنها میپردازیم:
زاپوتک نام یکی از تمدنهای باستانی مکزیک است. تمدن زاپوتک در جنوبی ترین قسمت مکزیک قرار دارد که برمیگردد به 2500 سال پیش.
زاپوتکها از خود خطی لوگوسمبولیک بجا گداشته اند که بنظر میرسد اولین خط در مسوآمریکا باشد.
از سال 500 قبل از میلاد تا سال 500 میلادی، ساکنین شهر کوهستانی مونته آلبان، در دره حاصلخیز «واهاکا» میزیستند. مونته آلبان مرکز دینی و بازرگانی تمدن زاپوتک بود. مردم زاپوتک در ساختن اشیاء سفالی، پارچههای رنگارنگ، طلا و جواهرات مهارت خاصی داشتند. کاهنان زاپوتک از نوعی تقویم ابتدایی استفاده میکردند. آنان، حساب ایام را از طریق حجاری تصاویر خاصی (نمادهایی) بر روی سنگ، ثبت مینمودند. این حجاری ها، قدیمیترین آثار خطی، در قاره آمریکا محسوب میشوند.
حدود 500 ق م اقوام زاپوتک شروع به استقرار در دره «لوآکسان» در جنوب شرقی مکزیک میکنند. حکمرانان زاپوتک فتوحات خود را روی تخته سنگها دانزانته ها ثبت میکردند. صورتهای ناموزون حجاری شده روی سنگها، با دهانهای باز و چشمان بسته، بیانگر دشمنان شکست خورده زاپوتکها میباشند.
حدود 400 ق م با استفاده از نیروی کار برده ها، زاپوتکها آغاز به مسطح نمودن بخش مرتفع پایتختشان، مونته آلبان، میکنند. آنها ساخت یک میدان بزرگ که توسط معبد هرمی شکل احاطه شده را شروع میکنند.

حدود 200- 350 ق م میدان شهر «مونته آلبان»، مرکز دینی و اجتماعی شهر میشود. بیشتر جمعیت حومه شهر، شروع به ساختن خانههایی در دامنه کوه میکنند. این خانهها با ایجاد برشهایی در دل کوه ساخته میشدند. جمعیت مونته آلبان به حدود 17000 نفر میرسید.
200 ق م میدان اصلی شهر مونته آلبان بازسازی میشود. مونته آلبان بصورت یک مرکز بازرگانی، رونق بیشتری مییابد. جمعیت شهر به حدود 20000 نفر میرسد.
حدود 500- 300 م اقتدار شهر مونته آلبان رو به افول میرود اما این شهر بهعنوان یک مرکز مهم تجاری و فرهنگی باقی میماند و در این زمان، تئوتی واکان شهر اصلی مکزیک میباشد.
قوم زاپوتک پارچههای بافته شده خود را با استفاده از رنگ قرمز روشن، رنگ آمیزی میکردند. آنها، ماده اصلی این رنگ را از بدن خشک شده حشرات ریزی موسوم به کوچی نیل، که روی گیاه کاکتوس میزیستند، به دست میآوردند. بتدریج ماده رنگی کوچی نیل در مکزیک و آمریکای مرکزی، به یک کالای تجاری با ارزش تبدیل شد.
تول تک تمدن دیگریست حدود سیصد کیلومتر بالاتر از زاپوتکها در جنوب شرقی مکزیک. هرچند بسیاری از باستانشناسان تول تک را قسمتی از ازتک میدانند ولی این تمدن در قرون دهم تا دوازدهم میلادی بر تمام منطقه سیتره داشته است.

مجسمه هائی از جنگجویان تول تک
آزتکها، یک تمدن مزو آمریکایی را در مکزیک مرکزی شامل میشدند که دارای اسطوره بسیار غنی بودند. آزتکاتل به زبان خود آزتکها یعنی ناهواتل، در لغت به معنی افرادی است که از آزتلان (سرزمین افسانهای آزتکها) میآمدند. آزتکها خود را بیشتر مکزیکا صدا میکردند، که از آن امروزه نام کشور مکزیک مشتق شده است. سال ۱۸۱۰، طبیعتشناس پروسی الکساندر فون هولمبولدت برای اولین بار لفظ مدرن آزتک را برای این تمدن و یا ملّت، ابداع کرد.
پایتخت آزتکها تنوشتیتلان (Tenochtitlan) نام داشت و از سال ۱۳۲5 تا ۱۵۲۱، دوازده نفر بر آن فرمانروایی کردند. پس از جنگهای خونین، در ۱۳ اوت ۱۵۲۱، آخرین حکمران آزتکها خود را تسلیم اسپانیاییها کرد. فرهنگ اينان پرستشگاهها و برجها و خانه هاي بسياري را با مصالح سنگي ساخته بودند

تقویم سنگی آزتک با طرح خورشید پنجم
در رشته نجوم ، حقوق و حكومت ، پيشرفت كرده بودند . در بسياري از هنرها و پيشه ها صاحب مهارت شده بودند . به موسيقي ، رقص ، نمايشنامه ، و ادبيات علاقه مند بودند .
گذشته از اينها آزتك ها چندين باغ گياه شناسي يا گياه پروري داشتند كه اروپائيها تا آن زمان با چنين چيزي آشنا نشده بودند . در سرزمين آزتك ها شبكه بزرگي براي آبياري زمينهاي كشاورزي ايجاد شده بود . صنعت بافندگي ، شكل گرفته بود . در ميان اين مردم ، تاسيساتي مانند بيمارستان با پزشكان و جراحان متخصص ، وجود داشت . اينان تمدني بس شگفت انگيز داشتند .
در سال 1519 ميلادي يك ملوان اسپانيائي به نام ارناندو كورتز همراه با ارتشي كوچك ، به آزتك ها حمله كرد . او پس از نبردهاي سخت و خونين توانست قدرت و حكومت آزتك ها را سرنگون و نابود كند . آنگاه اسپانيائيها مكزيك را جزئي از سرزمين امپراتوري اسپانيا بشمار آوردند .
ولي امروزه نيز بسياري از سرخ پوستان ساكن مكزيك به زبان آزتك سخن مي گويند . مكزيك امروزي و مكزيكيهاي معاصر از اينكه به آزتكها تعلق دارند بر خود مي بالند . آنها توانسته اند بسياري از شيوه هاي زندگي ، آداب و رسوم آزتك ها را تا امروز حفظ كنند . برخي از واژه هاي آزتك نه فقط در ميان مكزيكيها يافت مي شوند بلكه به زبانهاي بزرگ مانند زبان انگليسي نيز راه يافته اند . از ميان اين واژه ها مي توان به chocolate ( = شكلات ) ، tomato ( = گوجه فرنگي ) ، ocelot ( = گربه پلنگي ) ، coyote ( = كايوت ) ، avocado ( = درخت آوكادو ) و برخي واژه هاي ديگر اشاره كرد .
بدين ترتيب ، با آنكه قدرت و حكومت امپراتوري آزتك هاي باستان در چهارصد و اندي سال پيش از اين نابود شد ، تاثيرشان در جنبه هاي گوناگون زندگي فرهنگي ملت مكزيك همچنان زنده است .
مراسم قربانی کردن انسان از تعجب آور ترین موضوعاتی بود که فاتحین اسپانیائی با آن برخورد کردند

گفته میشود در زمان ساختمان هرم تونوچیتیتلان در سال 1487 میلادی حدود 84400 انسان قربانی شده است.
اُ ل مک در سرزمینهای پست باطلاقی و گرمسیر جنوب شرقی مکزیک، استانهای کنونی ورا کروز و تاباسکو بین سالهای 1200 تا 400 ق م میزیسته اند و احتمالاً اجداد تمدن های بعدی در مسو آمریکا هستند.

این مجسمه سه متر ارتفاع دارد.
چیمو در سواحل پرو بین سالهای 850 تا 1470 میلادی میزیسته اند.
تمدن مایا
هرچند مردم مایا حدود 10000 سال ق م در سرزمینهاایکه امروز شامل جنوب مکزیک، گواتمالا، بلیس و السالوادور میباشد اقامت گزیدند ولی شروع شکوفائی تمدن این مردمان از 1750 ق م با ساختن شهرهاای در جنوب مکزیک و در مرز السالوادور شروع شد.
نوشتن کامل خط از برجسته ترین مشخصات این تمدن میباشد. علاوه بر آن آثار فراوان هنری، معماری، محاسبات ریاضی و علم نجوم مظاهر دیگر این تمدن میباشند.
شهر تیکال که حدوداً 400 ق م بنا شده و بحد اعلای زیبائی در 200 تا 850 میلادی رسیده جمعیتی حدود 400،000 داشته
نقش پادشاه تیکال بر روی چوب معبدی در تیکال
آثار هنری و نوشته شده برروی سنگ از این تمدن به وفور وجود دارد
شهر های متعددی که تمدن مایا در این ناحیه مسوآمریکا ساختند در نقشه زیر دیده میشود.

امپراطوری اینکا

گستره امپراتوری اینکا 1438 – 1527 میلادی.
امپراتوری اینکا، یک امپراتوری از مردم بومی (سرخپوست) در آمریکای جنوبی بود. این امپراتوری در بیشترین پهناوری خود، کشورهای امروزی پرو، اکوادور، بولیوی، و بخشهایی از آرژانتین، شیلی و کلمبیا را دربرمیگرفت. شهر کوزکو پایتخت اداری، سیاسی و نظامی آن به شمار میآمد. در سده شانزدهم میلادی با ورود اسپانیایی ها به پرو، این امپراتوری درهمشکست و قلمرو آن مستملکه اسپانیا گشت.
واژه اینکا به معنای "خدا در زمین"، برگرفته از زبان بومیان کشور پرو در آمریکای جنوبی است.
ریشهها، پیدایش و تکامل تمدن اینکا، هنوز در هالهای از ابهام باقی مانده است. در باره تاریخ این قوم، منبع و نوشتهای وجود ندارد، چون اینکاها فاقد خط بودهاند. اما به نظر می رسد قبایل اینکا که در پیرامون دریاچه تیتیکاکا میزیستهاند، در سده دوازدهم میلادی به رهبری مانکوکاپاک، فرمانروای افسانهای اینکا، سرزمینهای مجاور را فتح کرده و با بنای شهر کوزکو، تمدن اینکا را بنیان نهادهاند.
درباره پیدایش و تکامل تمدن اینکا، افسانهها و اسطورههای زیادی نقل شده است. یکی از گویندگان این اسطورهها، گارسیلازودولاوگا، از تاریخنگاران فتح سرزمین اینکا به دست اسپانیاییهاست. اسطورهای که وی نقل کرده، از این قرار است: مانکوکاپاک و مامااوکلو یک زوج افسانهای و از ارباب انواع بودهاند که با لشگری از جادوگران و جنیان کرانههای دریاچه تیتیکاکا را ترک کردند تا به سرزمین برگزیده کوچ کنند. هنگامی که به تپه هواناکائوری (جایی که شهر کوزکو ساخته شد) رسیدند، لشگر جادویی مانکو در داخل زمین فرو رفتند و این برای مانکو و همسرش، نشانه پایان انتظار برای جستجوی سرزمین موعود بود و به این ترتیب، این زوج افسانهای شهر خود را روی این تپه بنا کردند.

ماچوپیچو، شهر فراموش شده اینکا.
تمدن اینکا در آغاز تنها یک دولت-شهر کوچک شامل شهر کوزکو و سرزمینهای پیرامون آن بود، اما در سده پانزدهم میلادی، پاچاکوتی، نهمین امپراتور اینکا و ملقب به ساپا اینکا (رهبر بزرگ)، با گشودن بخش بزرگی از کوههای آند، قلمرو اینکا را از حدود کوزکو بسیار فراتر برد و دولت- شهر کوزکو را به یک امپراتوری بزرگ تبدیل کرد. این امپراتوری که تاهوانتینسویو نامیده میشد، یک سازمان فدرالی با یک دولت مرکزی (کوزکو) و چهار استان با دولتهای محلی به نامهای: چینچایسویو، آنتیسویو، کونتیسویو و کولاسویو بود. همچنین گمان میرود که پاچاکوتی سازنده شهر اسرارآمیز ماچوپیچو بوده باشد. پس از پاچاکوتی، دیگر فرمانروایان اینکا به ترتیب عبارت بودند از:
توپاک اینکا یوپانکوی پسر پاچاکوتی
توپاک اینکا دهمین امپراتور اینکا در زمان فرمانروایی پدرش فرمانده ارتش تاهوانتینسویو بود. وی در سال 1463 میلادی، بخشی از سرزمینهای شمالی قلمرو پدرش (شامل بخشهایی از اکوادور و کلمبیای کنونی) را گشود و پس از مرگ پدرش در 1471 و رسیدن به امپراتوری نیز به فتوحاتش ادامه داد. مهمترین گشایشهای وی، فتح کشور چیمور (جدیترین دشمن اینکا در کرانههای پروی کنونی) بود.
هوایناکاپاک پسر توپاک اینکا
در زمان هوایناکاپاک، یازدهمین فرمانروا، امپراتوری اینکا به بیشترین وسعت خود رسید. او بخشهایی از شیلی و آرژانتین کنونی را به قلمرو امپراتوری پیوست کرد. نیز برخی از شورشهای داخلی را سرکوب نمود. همچنین قلمروش را میان دو فرزندش، هواسکار و آتاهوالپا تقسیم کرد.
سازمان اجتماعی و اقتصادی
اینکاها زندگی اجتماعی پیشرفتهای داشتهاند. دولت اینکا آنان را از حداقل امکانات بهره مند میساخت، و محل سکونت قبایل مختلف را تعیین مینمود. هر خانوادهای از دولت زمین دریافت میکرد و همه افراد موظف بودند روی زمینی که دولت در اختیارشان قرار داده کار کنند و مالیات خود را نیز بپردازند. افراد سالم جامعه میبایست معلولین را در کشت و زرع یاری میکردند. ازدواج برای مردان در سن 24 سالگی و برای زنان در سن 18 سالگی الزامی بوده است. امپراتوری اینکا، دارای شبکهای پیشرفته از راهها بوده و در بیرون شهرها، انبارهایی برای نگاهداری از خواربار و مواد غذایی وجود داشته است. نوع نظام اقتصادی امپراتوری اینکا سبب شده است که از این امپراتوری به عنوان یک تمدن کمونیستی یاد شده و گاه با امپراتوریهای ایران و روم باستان مقایسه شود.