تاریخ یهودیا ن
دردنیای قدیم، تمدنهای مصر، خاور میانه، چین، هند و یونان شاهد پدید آمدن ادیانی بودند که همگی چند سالی بعد ازمرگ بنیانگذارنشان دستخوش اسطوره پردازی و دروغ در مورد آنها شدند که اگر این پیامبران خودشان زنده بودند به ریش پیروانشان بخاطر اینهمه دروغ میخندیدند.
بغیر از هندوئیسم که آنقدر قدیمی است که معلوم نیست پیامبر یا بیانگذارش کیست بقیه ادیانی که در آن زمان بوجود آمد پیامبرانی داشته است.
کنفسیوس در چین دستوراتش روشن و مطقی بود و برای صدها سال بعد از خودش در شرق دور گسترده شد. ولی معلوم نیست پیروان این فلسفه چه نیازی داشتند که دروغ برای تولد کنفسیوس سرهم کنند.
بودا معلم روشنگری حقایق زندگی و بیدار شونده بدون آنکه ادعای الوهیت کند راه و مسیر را نشان داد وبعد از ا و ملیونها انسان تعالیمش را پذیرفتند ولی چرا پیروانش این همه شاخ و برگ به دستورات ساده او زدند و این همه دروغ در مورد شخص بودا بهم بافتند.
زرتشت با یک پیام ساده "گفتار نیک، پندار نیک، رفتار نیک" رستاخیز خودش را شروع کرد که در حقیقت میتوان گفت خمیر مایه تمام ادیان دنیای قدیم و بعد از خودش بود. زرتشت هرگز ادعای رابطه با خدا و رسیدن وحی را نکرد. فقط مثل یک معلم، درس راه رسیدن به حقیقت را به بشریت داد.
ادیان قدیم مصری و یونانی چون فقط اسطوره بودند بدون درس اخلاقی، راه به قرون بعد خودشان نبردند.
فقط اصول عقلانی و منطقی چهار دین اول همراه با اسطوره دوست داشتنی میترائسیم توانست خودش را حفظ کند و به اعتقادات دنیای بعد از قدیم بشکلی وارد بشود.
اسطورهشناسی دانشی است که به بررسی روابط میان افسانهها، و جایگاه آنها در دنیای امروز میپردازد.
اسطوره نماد زندگی دوران پیش از دانش و صفت و نشان مشخص روزگاران باستان است. تحول اساطیر هر قوم، معرف تحول شکل زندگی، دگرگونی ساختارهای اجتماعی و تحول اندیشه و دانش است. در واقع، اسطوره، نشانگر یک دگرگونی بنیادی در پویش بالا رونده ذهن بشری است. اساطیر، روایاتی است که از طبیعت و ذهن انسان بدوی ریشه میگیرد، و برآمده از رابطه دوسویه این دو است.
اسطوره، این واژه که جمع شکسته عربی آن به گونه اساطیر بیشتر بکار میرود، منشا هندواروپایی دارد. در زبانهای هندواروپایی نیز مشتقاتی دارد. در سنسکریت Sutra به معنی داستان است که بیشتر در نوشتههای بودایی بکار رفتهاست. در یونانی Historia به معنی جستجو و آگاهی، در فرانسه(فرانسوی) Histoire، در انگلیسی به دو صورت Story به معنی حکایت، داستان و قصه تاریخی، و History به معنی تاریخ، گزارش و روایت بکار میرود.
آن دسته از کسانیکه چه در گذشته و چه امروزه به پژوهش و واکاوی و شناخت اسطورهها اشتغال دارند، تا کنون برای اسطوره تعریف مشخص، دقیق و پذیرفتنی برای همگان نیافتهاند، بلکه هریک به میل و اشتیاق و وابستگیهای اجتماعی خویش آن را تعریف کردهاند. گهگاه در تعریف متخصصان از اسطوره اشکالاتی دیده میشود، علت آن این است که آنها به اسطوره از سر اعتقاد و ایمان مینگرند. آنان دنبال این اندیشه اشتروس که: برای درک اندیشه وحشی باید با او و مثل او زندگی کرد، نه تنها به ساختار، بلکه به عمل کرد جادویی اسطوره درجامعه، و در واقع، به اعجاز آن در ایجاد همبستگی قومی و عقیدهای ایمان میآورند و به همین دلیل برای آنها اسطوره یا نهاد زنده بسیار مهمتر از نهادهای کهن است. میرچا الیاده دین شناس رومانیایی اسطوره را چنین تعریف میکند:
اسطوره نقلکننده سرگذشت قدسی و مینوی است، راوی واقعهایست که در زمان نخستین، زمان شگرف بدایت همه چیز رخ دادهاست. به بیان دیگر: اسطوره حکایت میکند که چگونه به برکت کارهای نمایان و برجسته موجودات فراطبیعی، واقعیتی، چه کل واقعیت، یا تنها جزیی از آن پا به عرصه وجود نهادهاست. بنابراین، اسطوره همیشه متضمن روایت یک خلقت است، یعنی میگوید چگونه چیزی پدید آمده و هستی خود را آغاز کردهاست. اسطوره فقط از چیزی که براستی روی داده و به تمامی پدیدار گشته، سخن میگوید. شخصیتهای اسطوره موجودات فراطبیعی اند و تنها بدلیل کارهایی که در زمان سرآغاز همه چیز انجام دادهاند، شهرت دارند. اساطیر کار خلاق آنان را باز مینمایانند و قداست یا فراطبیعی بودن اعمالشان را عیان میسازند.
در مقابل هستند عده دیگری که به اسطوره صرفاً از سر انکار مینگرند. این گروه اسطوره را یکی از الگوهای تاریخی یا سازوارهای کهنه و از کار افتاده میبینند که بیشرفت بشر آن را از رده خارج کردهاست. در نظر یونگ و فروید اسطوره شناسی دانشی است که از فرافکنی نمادین تجربیات روانی نوع بشر به وجود آمدهاست.
اسطوره ، قصهایست با خصلتی خاص یعنی نقل روایتی که در آن خدایان یک یا چند نقش اساسی دارند .اسطوره شناسی علمی است که کارش طبقه بندی و بررسی مواد و مصالح اسطوره شناختی بر حسب روش تحلیل و وارسی دقیقی که در همه دیگر علوم تاریخی معمول است.
به عبارت دیگر، اسطوره تلاشی برای بیان واقعیتهای پیرامونی با امور فراطبیعی است. انسان در تبیین پدیدههایی که به علتشان واقف نبوده به تعبیرات فراطبیعی روی آورده و این زمانی است که هنوز دانش بشری توجیه کننده حوادث پیرامونی اش نیست. به عبارت دیگر،انسان در تلاش ایجاد صلحی روحی میان طبیعت و خودش اسطورهها را خلق کردهاست.
اولین بنیانگران تمدن در خاور میانه در حقیقت اولین مردمانی بودند که جدائی دین از دولت را هم به اجرا در آوردند. درحالیکه زیگوراتهای عظیم از بابل گرفته تا خوزستان و سیستان محل عبادت آنها بود، ولی اولین قوانین اجتمائی را بر روی سنگ، چهار هزار سال پیش در شوش نوشتند.
قوانین همورابی ربطی به دین ندارند و زمان تدوین واجرای آن هزار و پانصد سال قبل از نگارش تورات توسط عزرا بوده است.
در زمان تدوین قوانین همورائی، عده ای معتقد به یک سری اعتقادات بودند که بر اساس داستانها و قوانین شفاهی، خود را پیرو آئینی میدانستند بنام یهود و در آن موقع مجموعه این دستورات در نوشته هائی تقریباً شبیه تلمود در دست موبدانشان بود. ممکن است صدها کیلومتر آنطرفتر بطرف شرق آئین زرتشت هم در حال گسترش بوده باشد.
دو دین آن زمان در خاور میانه یعنی زرتشت و یهود هرگز برای توسعه اعتقادات خودشان متوصل به تبلیغ و یا فشار نشده اند. چون دین یهود فقط برای قوم یهود است و حتی اگر کسی بخواهد یهودی بشود آنچنان شرایط سختی دارد که بنظر میرسد بنیانگذاران این دین نمیخواسته اند بجز قوم یهود کسی در دایره حفاظتی این دین وارد بشود.
احترام به آئین دیگران از تعالیم زرتشت بوده و هیچگاه موبدان زرتشتی حتی بعد از کشور گشائی ایرانیان سعی نکرده اند کشور های مغلوب را زرتشتی بکنند. و بطرف شرق مردم متمدن هند و پیرو آئین برهما سرود های ریگ ودا را میخواندند.
بنابر این پیروان این دین ها از چهار هزار سال پیش تا کنون رشدی معادل افزایش جمعیتشان منهای تعداد پیروانشان که در جنگهای دینی به ادیان دیگرگرویده و یا کشته شده اند را دارند.
تاثیر گذار ترین واقعه بین چهار هزار سال تا تولد مسیح، فتح بابل و صدور فرمان حقوق بشر کورش کبیر است.
دوهزار پانصد سال پیش، بعد از فتح بابل، فرمان کورش بر لوحه ای نوشته شده و اکنون این لوحه استوانه ای بالای در ورودی سازمان ملل نصب شده است. این فرمان با تغییراتی از جمله فرمان کورش، توسط نگارنده کتاب عزرا، درست وسط تورات قرار دارد. هرچند کورش دراین فرمان، ذکری از فرمان الهی نکرده ولی نگارنده تورات سالها بعد وقتی تورات را مینویسد، کورش را پیغمبر و مامور خداوند میداند.
نصف تورات بعد از کتاب عزرا تا کتاب زکریا، همیشه شاهان ایران را بنحوی در رابطه با خدا دانسته و مکرراً اسامی این شاهان تا آخرین کتاب زکریا ذکر کرده است.
غرض از بازگو کردن این مطالب آنست که فرق گذاشته شود بین وقایع مستند تاریخی که بروی سنگ نوشته شده ویا واقعیاتی که امروزه باآزمایشات علمی ثابت شده و داستانهای اسطوره ای دینی. درحقیقت همانگونه که حکیم ابوالقاسم فردوسی با جمع آوری داستانهای پراکنده ایران باستان و از همه مهمتر شاهنامه منصوری تاریخ و گذشته ایران زمین باستان را به نظم آورد، عزرا این خاخام یهودی بعد از رهائی از زندان بابلیها توسط کورش و سکونت در کنعان، باحمایت شاهان ایرانی تورات را از روی حافظه قوی و بیاد آوردن داستانهاایکه شنیده بوده نوشت. درحقیقت عزرا برای قوم یهود همان کاری را کرد که فردوسی برای ایرانیان. مقام و منزلت فردوسی نزد ایرانیان بسی بالاتر از مقام عزرا نزد قوم یهود باید باشد.
قبل از پرداختن به تاریخ نگارش تورات لازم است این داستان تاریخی گفته شود:
بعد از فرو پاشی امپراطوری عثمانی و مسلط شدن انگلیسی ها بر خاک عراق، باستان شناسان انگلیسی شروع به حفاری های گسترده ای در بین النهرین کردند. از میان هزاران قطعه آثار 4000 سال پیش که از زیر خاک یبرون آوردند و به انگلستان بردند نوشته هائی به اولین خطوط دوران تمدن سومری بود که سالها در لندن نگهداری میشد چون کسی نمیتوانست آنرا ترجمه کند. بالاخره این خطوط ترجمه شدند و آن داستان سیل بزرگی است که حدود پنج هزار سال پیش بوقوع پیوسته. این سیل که در نوع خود حتی تا این تاریخ بی نظیر بوده از ترکیب دوواقعه که یکی آب شدن برفها از کوههای آرارات گرفته تا زاکروس از یک طرف و یک سونامی قوی برخاسته از اوقیانوس هند و ترکیب این دو باهم، سیل بزرگی در بین النهرین بوجود آورده.
براساس این نوشته ها یکی از صاحب منصبان و یا شاید یکی از شاهزادگان سومربنام نوح که تاجری بزرگ هم بوده برای حمل مال التجاره خودش اقدام به ساختن یک کشتی میکند و ابتکار او در این بوده که قایقهای مکعبی زیادی را بهم چسبانیده و روی آنها محوطه بزرگی برای حمل مواد دیگرمیسازد. بعد از چندین روز که قسمتی از احشام و سایر مال التجاره بار کشتی میشوند ناگهان طوفان سهمگین شروع میشود.
نوح و تمام فامیلش سوار کشتی شده و نیم دیگر مال اتجاره را در ساحل رها میکنند. بعد از یک هفته بالاخره طوفان فرو نشسته و نوح به ساحل بر میگردد. طلبکاران و سرمایه گذاران طلبشان را از نوح خواسته ونوح که آدم درستکاری بوده بدهی خودش را از باقیمانده ثروتش پرداخت و مجبور به مهاجرت به نقطه ای دور دست، احتمالاً جزیره ای دور دست و خالی از سکنه به روایتی بحرین میشود.
این یک واقعه مستند تاریخی است. بعد از هزار سال خاخام دانشمند و زیرک یهودی یعنی عزرا وقتی شروع به نگارش تورات میکند، در کتاب اول تورات "پیدایش"، شرح طوفان نوح را با الهام از این واقعه تاریخی مینویسد.
داستان آدم و هوا که در تورات نقل شده در تمام اسطوره های ملتها از چین و هند و ایران و یونان قدیم به اشکال مختلف سالها قبل از عزرا گفته و نوشته شده بوده است. بنابراین عزرا ابتکار دست اولی در باره آفرینش و آدم و هوا بکارنبرده است.
عزرا، نگارنده تورات، از نسل فینحاس نوه هارون بود. وی پسر سرایا و نوه حلقیا، کاهن بزرگ دوران سلطنت یوشیا بود. عزرا کتب شریعت یهود را از بر میدانست و احکام شریعت را رونویسی میکرد. در طول زمان زندگی او در بابل، مورد توجه اردشیر اول مشهور به اردشیر درازدست قرار گرفت و وی مأموریت یافت به اورشلیم برود. عزرا به همراه تمام اسرائیلیان، کاهنان و لاویان که در شاهنشاهی ایران زندگی میکردند به اورشلیم رفتند. تعداد یهودیانی که با عزرا به اورشلیم آمدند هزار و پانصد تن بودند که سه روز در ساحل احوا توقف کردند و چندین روز در آنجا روزه گرفتند. ۳۸نفر از ایشان لاوی و ۲۲۰ نفر از خدمتگزاران هیکل بودند. در روز دوازدهم بهار، عزرا و دیگر یهودیان مسافرتشان را شروع کردند تا این که به اورشلیم رسیدند. در اورشلیم، اردشیر به عزرا اختیار داده بود که هر اقدامی را در ارتباط با مذهب یهود انجام دهد. او در اورشلیم احکام تورات را برای عبرانیان میخواند و در بنای دیوار اورشلیم به نحمیا یاری رسانید. کتاب عزرا از بخشهای عهد عتیق است که عزرا آن را نوشتهاست. این کتاب به زبان عبری قدیمی و آرامی نوشته شدهاست. یهودیان اعتقاد دارند که یوسف بن متی، عزرا را در اورشلیم دفن کرده است؛ در حالی که برخی مورخین یهودی و مسلمان نیز محل دفن او را در نزدیکی بصره عراق دانستهاند.
هیکل سلیمان یا هیکل یک معبد باستانی یهود در اورشلیم است که اکنون ویران شده است. در کتاب مقدس عنوان هیکل برای این بنا به کار رفته است و بنا به روایات تورات:
"داود اراده داشت که هیکلی برای خداوند بسازد اما خداوند وعده فرمود پسرش سلیمان آن هیکل را اتمام خواهد نمود (یکم تواریخ، باب 17). {چرا که بر طبق عهد عتیق داود خون بسیار بر زمین ریخته بود} بدین استصواب داود همواره در پی آن شد که اموال بسیاری از برای انجام این مقصود جمع نماید، از آن جمله صدهزار وزنه طلا و یک میلیون وزنه نقره و مس و آهن را بدون وزن فراهم کرد.. و مقدار بسیاری هم چوب سرو آزاد فراهم کرد و هرکس را در هر شغل که استاد بود به کار داشته و برحسب فرمایش خدای تعالی هیکل را طراحی کرده محلش را معین نمود. (یکم پادشاهان، 5:3) اما سلیمان در سال چهار سلطنت خود بنای هیکل را شروع نمود و 183600 نفر در آن جا مشغول بود. از این ها 30000 از یهود بودند که به نوبت کار می کردند، یعنی ده هزار نفر در هر ماه و 153600 از کنعانیان بودند.. و چون مدت هفت سال و نیم از این بگذشت بنا در سال 1500 قبل از مسیح انجام یافته نیکوترین بنای دنیا و فخر اورشلیم گردید.
سی سال بعد از تکمیل بنا شیشق پادشاه مصری بر رحبعام (rahob'am) پسر سلیمان حمله برد و گنجینه های هیکل را غارت کرد."
در سال 588 پیش از میلاد زمان حکمرانی صدقیا، نبوکدنصر (بختالنصر) به اورشلیم حمله کرده و بنای هیکل را به تمامی ویران ساخت.
عده ای منکر وجود چنین پرستشگاهی هستند و از جمله دلایلشان یکی آن است که هرودوت یونانی، پدر تاریخ نویسی، 150 سال پس از ویرانی هیکل سلیمان از شهر صور و هیکل اشتارته (عشتورت) دیدن می کند، اما کوچک ترین اشاره ای به هیکل سلیمان نمی کند.
مسلمانان عقیده دارند حضرت سلیمان کار ساخت آن جا را با کمک دیوان و اجنه به پایان رساند.
در وسط هیکل سلیمان فضایی مطهر و وجود داشت که می گفتند خود خدا در آن جا اقامت گزیده است. تصور بر آن بوده که مکان حضور دایمی خدایی است که معبد متعلق به اوست و یا نیروی الهی او همواره در آن حضور دارد. حتی کاهن اعظم فقط سالی یک مرتبه در یوم کیپور اجازه ی ورود به آن فضا را داشته است.
شایعه ای وجود دارد که شوالیه های هیکل پس از ده سال تلاش و جستجو در ویرانه های هیکل سلیمان، اسناد مربوط به ازدواج عیسی با مریم مجدلیه را در این فضا یافته اند و با خود به اروپا برده اند.
ملاکی یا ملاخی در عبری به معنی یاری رساننده به خدا یکی از پیامبران عهد عتیق در انجیل و تنخ عبری بود که نامش در بین انبیای کوچک آمدهاست. ملاکی از قبیله زبولون بود و پس از آزادی قوم یهود به دستور کورش ولادت یافت. ملاکی با نحمیا و عزرا معاصر بوده است. نبوت او پس از حجی و زکریا بودهاست. در زمان ملاکی، عدم پرداخت هدایا و عشر، شکستن سبت، ازدواج یهودیان با زنان بیگانه و رشوخواری کاهنان در بین بنیاسرائیل شایع بود که ملاکی قوم را برای اجتناب از ازدواج با دیگر اقوام، و نگه داشتن حرمت سبت و دیگر قوانین شریعت موسی متقاعد ساخت. در روایات یهودی آمده است که ملاکی از کاهنین زمان نحمیا بود و پیمان او را برای بازسازی اورشلیم مهر کرد. یهودیان کتاب ملاکی را وحی الهی میدانند؛ متن این کتاب به شکل شعر بلند است. ملاکی در اورشلیم مرد. بسیاری او را آخرین پیامبر عهد عتیق میدانند.
موسی، طبق نوشته عزرا، پسر عمران پسر قهات پسر لاوی پسر یعقوب پسر ابراهیم بود. مادرش یوکابد دختر لاوی و خواهرش مریم یاغی بود. برادر بزرگترش هارون یا اَرون نام داشت. بنا به روایت تورات و قرآن، مادر موسی او را در سبدی انداخته به رود نیل سپرد و همسر فرعون آسیه او را از آب گرفت. آسیه، فرعون را راضی کرد که موسی را به فرزندی بپذیرند و موسی در دربار فرعون رشد یافت. موسی به جرم کشتن یک قبطی تحت تعقیب قرار گرفت و به مدین رفت. در آن جا هشت سال به کاهن مدین که بنا به روایت قرآن، شعیب، نام داشت، خدمت کرد. آن گاه باصپوراه دختر شعیب ازدواج کرد. بنا به اعتقاد یهودیان، مسیحیان، مسلمانان در بازگشت از مدین، به موسی از سوی خدا وحی شد و او به پیامبری بنی اسرائیل برگزیده شد. موسی به همراهی برادرش هارون به نزد فرعون رفت و او را به یکتاپرستی فراخواند. هم چنین موسی بنی اسرائیل را در خروج از مصر رهبری کرد. بنا به اعتقاد یهود، ده فرمان، در کوه طور به موسی الهام شد که پایههای شریعت قوم یهود را تشکیل میدهد. موسی در نزد مسلمانان به کلیم الله مشهور است.
آسیه در لغت به معنی شفادهنده، یکی از چهار زن برگزیده در دین اسلام است. نام او را از نام آمنیا ملکه مصر مشتق دانسته اند. بر اساس قرآن و روایات اسلامی، آسیه همسر فرعون معاصر موسی است. مورخان او را همسر فرعون مصر رامسس دوم دانسته اند. بر اساس قرآن، آسیه هنگامی که موسی را از آب گرفتند حاضر بود و فرعون را به زنده نگاه داشتن موسی ترغیب کرد. به اعتقاد مسلمانان، آسیه یکی از نخستین کسانی بود که به دین توحیدی موسی ایمان آورد. مسلمانان آسیه را از چهارزن مقدس برگزیده می دانند.
رامسس دوم مشهورترین و بزرگترین فرعون مصر بوده که قبلاً مفصل به آن پرداخته ایم. تمام وقایع دورانش در کتیبه های باقی مانده موجود است که هیچگونه اشاره ای به چنین وقایع بزرگی که در تورات آمده نشده است.
تلمود به عبری یکی از کتابهای مذهبی یهود میباشد که از تالیفات خاخامها میباشد. این کتاب دارای دو بخش میشناه و جیمارا میباشد.
تلمود در لغت به معنای آموزش و تعلیم است . (زبان عبری با زبان عربی بسیار نزدیک است و تلمیذ به معنای فراگیرنده ی آموزش که در عربی به کار می رود هم ریشه با نلمود است ) . این مجموعه فرهنگی کامل از نظام عقیدتی و عمل آیین یهود است که اززمان پیدایش تا به حال مورد توجه آنان بوده .تلمود توسط کاهنان و علمای (فریسی) یهود تدین شده است . به نوعی می توان گفت تلمود تفسیری جامع از کتاب مقدس است . بعد از اسارت بابلی یهودیان در شرح و تفسیر به دو دسته تقسیم شدند: فریسیان که معتقد به شرح و تفسیر بودند و عالمان آنان دست به نگارش تلمود زدند. صدوقیان که سنت شفاهی را قبول نداشتند و اجازه ی شرح و تفسیر نمی دادند . که صدوقیان در طول تاریخ از بین رفتند و فریسیان باقی ماندند . دو عنوان برای تلمود وجود دارد ۱- تلمود اورشلیمی (فلسطینی) ۲- تلمود بابلی . که فرق میان این دو در تفاوت میان گمارا(تفسیر مکمل)ِ تفسیر اصلی(میشنا) تلمود است که توسط عالمان اورشلیمی و بابلی نگارش شده . تفسیر بابلی در طول ۵۰۰ (نیمه قرن اول تا آخر قرن۵ میلادی) و تفسیر اورشلیمی در طی ۳۰۰ سال (اول قرن ۳ تا اواخر قرن ۵ ) نگارش شده .
اگر كتاب مقدس سنگ زاويه و شالوده يهوديت باشد، تلمود ستون اصلى آن خواهد بود كه از فراز بنيادها سربرآورده، كل بنا و عمارت معنوى و عقلانى يهوديت را پشتيبانى مىكند. تلمود از بسيارى جهات، مهمترين كتاب در فرهنگ يهودى و ستون فقرات خلاقيت و حيات ملى آن است. هيچ كتابى نمىتوان يافت كه بهاندازه تلمود، برنظريه و عمل زندگى يهودى، شكلدهى به محتوا و مضامين معنوى آن و ايفاى نقش راهنماى رفتار، تأثير داشته باشد
یهودیت یکی از سه دین ابراهیمی است که پیروان آن عموماً فرزندان قوم بنی اسرائیل هستند. این دین نخستین دین ابراهیمی به شمار میرود. پیامبر یهودیان موسی و کتابی که به وی منسوب میکنند تورات توسط عزرا نوشته شده.
«یهود» واژهای عربی است که وارد فارسی شده و پارسی این واژه «جهود» است. در ایران، از عنوان «کلیمی» یعنی پیرو موسی کلیم الله نیز برای نامیدن یهودیان استفاده میشود. در قدیم واژه یهود برای افرادی که از قبیله «یهودا» بودند استفاده میشد، اما پس از ازبین رفتن باقی قبایل بنیاسرائیل، کم کم برای اطلاق به دین این افراد به کار گرفته شد.
یهودیان بیش از پنج هزار سال است که به همراه فلسطینیان و اقوام دیگر در سرزمینهای کنعان، اسرائیل و فلسطین فعلی میزیستهاند.
پیدایش این دین با آمدن دستور خدایی بر موسی (ع) در کوه حوریب آغاز شد، و به نامهاای چون: دین عبری، دین بنیاسرائیل، دین کلیمی و دین یهودی خوانده شده. رابرت هیوم در کتاب ادیان زنده جهان میگوید «این واژه نخستین بار در حدود یکصد سال پیش از میلاد مسیح در ادبیات یونانی- یهودی به کار رفتهاست و واژه دیگری که تمام تاریخ این دین را در بر بگیرد، وجود ندارد.». مأموریت اصلی، موسی، بر دو چرخه استوار بود. نخست دعوت بنیاسرائیل به عبادت خدای یکتا یا یهود و دوم آزادی قوم بنیاسرائیل از اسارت فرعون مصر بود. موسی با آوردن تورات از جانب خداوند، قوم خود را به راه رستگاری هدایت نمود. بعد از موسی، یوشع رهبری بنیاسرائیل را برعهده گرفت و بعد از یوشع، پیامبران زیادی با آوردن کتابهای خودشان و تکمیا تورات، هدایت قوم بنیاسرائیل را عهده دار شدند. یهودیان، عهد قدیم (مجموعه پنج کتاب منصوب به موسی و سایر کتابهای دیگر) را محصول تعالیم انبیا، خود میدانند، تعالیمی که از موسی (حدود ۱۲۵۰سال قبلا از میلاد) شروع و به ملاکی (حدود ۱۶۰ قبل از میلاد) ختم میشود. عهد قدیم، میراث گرانبهای موسی و پیامبران بنی اسرائیل محسوب میشود. از عهد قدیم دو نسخه مهم قدیمی موجود و در دسترس است: یکی به زبان اصلی، یعنی عبری و دیگری به زبان یونانی که به ترجمه سبعینیه (با هفتادتنان) معروف است. قدیمیترین نام عبری کتاب مقدس هاسفریم به معنای الکتب میباشد.
عهد قدیم شامل ۳۹ کتاب است که در دورهای بیش از هزار سال به رشته تحریر در آمدهاند. یهودیان و مسیحیان برای کتاب مقدس، تقدس والائی قائلند و آن را الهام خداوند بر نویسندگان کتاب مقدس میدانند و بر این باورند که کتاب مقدس دو مؤلف دارد یکی خدا و دیگری بشر و بین ایندو عنصر خدایی و بشری جدایی وجود ندارد.
جنبش دینی مسیحی بوگومیل(به معنی دوست خدا)، که در منطقه بالکان و سرزمینهای اسلاونشین ظهور کرد، عهد جدید را به عنوان کتاب مقدس میپذیرد، اما عهد عتیق را جعلی میداند. گسترش سریع این فرق در قسطنطنیه، موجب شد تا در حوالی سال ۱۱۰۰ میلادی به دستور حکومت بیزانس، رهبران فرقه دستگیر و رهبرشان، بازیل سوزانده شود. در سده ۱۵ بخشی از این فرقه به اسلام گرویدند. اسلام نیز کتاب تورات را کتاب الهی دانسته و پیروی از آن را برای مسلمانان واجب میداند، اما کتابی که امروز در دست است را تحریف شده میداند.
عهد قدیم به سه بخش تورات (قانون یا اسفار پنجگانه)، نبودیم (پیامبران)، و کتوبیم (نوشتهها) تقسیم میشود. تورات شامل پنج کتاب موسی (ع) میباشد که در مدت ۴۰ سال بر موسی وحی شد. این بخش سرچشمه اصلی وحی و نبوت است.
تورات دارای پنج کتاب (سفر) به نامهای پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثینهاست. بخش پیامبران، دارای دوبخشچه پیامبران پیش گام (متقدم) (صحیفه یوشع، داوران، سموئیل اول، سموئیل دوم، پادشاهان اول و دوم) و پیامبران پایانی (متأخر) که دارای کتابهای اشعیا، ارمیا، و تمام پیامبران کوچک دیگر است که تا پیش از مسیحی (۱۶۰ سال پیش از میلاد) ظهور کرده اند. بخش نوشتهها، گردایش سوم از زمان کهن است که شمار آن به دوازده می رسد و دارای مزامیر، امثال، غزل غزلها و ... میشوند.
البته باید اضافه کنیم که بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که اسفار را موسی ننوشته، بلکه سرگذشت موسی مبتنی بر روایات سیصد و چهار سال بعد از اومیباشد که به رشته نوشتاری درآمده و به صورت حکایت موجود است.
بنا بر اعتقادات یهود پنج کتاب اول تورات توسط موسی نوشته شده که به یوشع جانشین موسی داده میشود که در تابوت عهد نگهداری و هفت سال بعد در جشن مظال آنها را برای یهودیان بخواند. ولی در جنگ، تابوت و تورات بدست فلسطینیها میافتد ولی بعد از پیدا شدن تابوت بار دیگر در زمان محاصره بیت المقدس توسط بابلیها مفقود میگردد تا که نهایتاً عرزا بعد از فرمان کورش از روی حافظه قوی خودش آنچه را که بیاد داشته مینویسد و به این ترتیب اولین نسخه تورات توسط عزرا نوشته میشود. نوشتن تورات تا سال شصت و چهار قبل از میلاد یعنی حدود ششصد سال ادامه داشته و کتابهای دانیال و قسمتی از مزامیر در زمان سلوکیها نوشته شده اما تکمیل تورات تا سال نود میلادی یعنی زمان مجمع یامینا به درزا کشید و در این مجمع، توراتی که امروز در دست ما میباشد به تصویب رسید.
سند، کتیبه، نوشته وشباهتی بین داستانهای تورات و اسناد پیدایش و تاریخ تکامل جهان تا دوران کورش وجود ندارد. نوشته های کشف شده از مصر زمان فراعنه که کوچکترین حوادث آن دوران را ثبت میکرده اند حتی اشاره ای هم به هیچ یک از داستانهای تورات مثل عزیز مصر (یوسف)، موسی، باز شدن دریا و غیره نمیکند.
نگارندگان تورات بعد از عزرا، هرچند به شاهان ایرانی شخصیتی پیامبر گونه داده اند، اما لااقل سعی کرده اند که اسطوره ها دینی را با حقایق تاریخی کمی مخلوط کنند. اما داستانهای مربوط به شاهان یهود قبل از کوروش همگی پر از معجزه و مافوق تصور هستند.
وقتی یک غیر یهودی تورات را میخواند، عصبانی میشود که چرا خداوند آفریننده این کائنات که پهنای آن بیش از صد ملیارد سال نوری است به زمین آمده و با ابراهیم خلیل قراردادی بسته که معروف به "قرارداد ابراهیم" است مبنی بر اینکه اگر مردان قوم یهود ختنه بشوند به آنها هرچه را که بخواهند خواهد داد و صدها داستان دیگر که همگی دلالت بر آن دارد که خداوند این جهان را فقط به این منظور آفریده که مواظب قوم یهود باشد. بهرحال این به یهودیان اعتماد به نفس میداده که سایر فرامین خوب را که باعث سعادت دنیوی آنها میشود اجرا کنند.
اسطوره ها لازم نیست که سرتاسر حقیقت باشد. اسطوره ای جاودانیست که خواننده و پیروان آنرا به سر منزل خوشبختی برساند.